شرح
كيفيّت جمع بين اين روايات
1 - وجهى كه از شيخ طوسى رحمه الله گذشت ، روايات حدّ را بر صورت ايلاج و روايات ديگر را بر صورت غير ايلاج حمل كرده و متعرّض روايات قتل نشده است . 2 - روايات قتل را بر صورت تكرار و پس از دو يا سهبار تعزير يا حدّ خوردن حمل كنيم . 3 - روايات قتل را بر تقيّه حمل كنيم . 4 - نيازى به وجوه گذشته نداريم ؛ چند طايفه از اين روايات با هم متعارضاند ؛ پس بايد به مرجّحات باب تعارض مراجعه كنيم . اوّلين مرجّح ، شهرت فتوايى است كه با روايات تعزير موافق است . لذا ، بدون اين كه مرتكب جمع دلالى بشويم ، روايات تعزير را بر روايات ديگر مقدّم مىكنيم ؛ اصلًا جاى جمع دلالى شيخ رحمه الله نيست ، به بيانى كه گذشت ؛ زيرا ، در روايت قتل مىفرمايد : « في رجل أتى بهيمة ، قال يقتل » امكان ندارد حديث را بر اتيان بدون ايلاج حمل كنيم . و از طرفى ، حمل روايات قتل بر مرتبهى سوّم و چهارم شاهد مىخواهد ، دليلش چيست ؟ امّا روايات تعزير با روايات مادون حدّ تعارضى ندارد ؛ صاحب جواهر رحمه الله روايات بيست و پنج تازيانه را بر مصداقى از مصاديق تعزير حمل كرده است . بنابراين ، سه دسته از روايات با هم تعارض دارند : روايات تعزير ، روايات حدّ زانى ، روايات قتل . دو دستهى اخير را به سبب اعراض مشهور كنار مىگذاريم و مسأله تمام مىشود . گفتار بعضى از بزرگان بعضى از بزرگان براى شهرت فتوايى هيچ ارزشى قائل نيست و عمل مشهور به خبر ضعيف را جابر ضعف سند نمىداند ؛ و در مقام معارضه ، شهرت فتوايى را به عنوان مرجّح قبول ندارد . و با چنين مبنايى ، روايات تعزير را مقدّم داشته است ؛ در حالى كه راوى دو روايت از سه حديث تعزير ، محمّد بن سنان است « 1 » كه ايشان او را تضعيف كرده و فرموده است : رواياتش فاقد حجّيت و اعتبار است ؛ و از سوى ديگر ، جمع دلالى بين روايات را نيزهامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 572 ، باب 1 از ابواب نكاح البهائم ، ح 3 و 5 .