شرح
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد : اظهار اسلام واجب نيست ؛ زيرا ، ارتداد اكراهى كالعدم است . گويا كفر و ارتدادى براى او پيش نيامده ، و اين فرد مسلمان است . مگر مسخرهى مردم است كه هر كسى بر او اسلام عرضه كند ، اظهار براى او واجب باشد . « 1 »
اگر بر مسلمانى اسلام را عرضه كنند و او اظهار نكند ، كاشف از اين است كه ارتدادى از او سر زده است ؟ لذا ، در جايى كه مىدانيم ارتدادش اكراهى بوده ، او مسلمان حقيقى است و نيازى به اظهار اسلام ندارد .
قصد
ارتدادى كه از مرتدّ صادر مىشود بايد از روى اراده و حدّى باشد ؛ لذا ، اگر در مقام شوخى ، يا در حال خواب ، يا از روى غفلت و يا سهو ارتدادى از او سرزند ، كافر نمىگردد و احكام مرتدّ بر او مترتّب نمىشود . زيرا ، ظاهر عناوينى كه موضوع احكام واقع شده است ، عناوين صادر از قصد است . اگر در روايت مىگويد : « المرتدّ . . . » « 2 » يا « من رغب الإسلام وكفر بما انزل على نبيّنا بعد إسلامه » « 3 » يعنى « من رغب عن جِدّ و قصد » و اين عناوين در مورد هازل ، نائم ، غافل و مانند آن صدق ندارد .صدور ارتداد از روى غضب
براى غضب مراتبى وجود دارد ؛ بنابراين ، نمىتوان براى همهى مراتبش يك حكم اجرا كرد . در خيلى از مراتبش اختيار از انسان سلب نشده و مالك نفس خود است . مىتواند خود را كنترل كند ، ولى گاه غضب به مرحلهاى مىرسد كه عنان اختيار از كف انسان خارج مىشود و نمىتواند خود را كنترل كند . اگر غضب ، از قسم اوّل باشد ، آثار و احكام ارتداد بر ارتداد شخص مترتّب مىشود ؛ يعنى فرد مرتدّ شده ، طهارتش به نجاست مبدّل شده ، همسرش از او جدا شده و . . .هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 611 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 547 ، باب 3 از ابواب حدّ مرتد ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ص 544 ، باب 1 از ابواب حدّ مرتد ، ح 1 .