شرح
ارتدّ ، قال : يستتاب فإن رجع وإلّا قتل . « 1 »
فقه الحديث : در اين صحيحه ، على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر عليهما السلام پرسيد :
مسلمانى نصرانى شد ؛ چه حكمى دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : او را مىكشند و توبه نمىدهند .
گفت : نصرانى اسلام آورد ، سپس مرتدّ شد ؟ امام عليه السلام فرمود : توبه مىدهند ؛ اگر دست از كفر برداشت كه هيچ ؛ و گرنه او را مىكشند .
كيفيّت دلالت : اين روايت همانطور كه در روايت عمّار ساباطى گفتيم : معناى « كلّ مسلم » يعنى هر مسلمان حقيقى و اصيل . در اين روايت نيز در معناى نصرانى مىگوييم :
نصرانى حقيقى و بالأصالة ، يعنى كسى كه بعد از بلوغ با نيروى عقلش نصرانيّت را اختيار كرد . حال ، چنين فردى اسلام آورد يعنى واقعاً مسلمان شد ؛ و سپس مرتدّ گشت ؛ يعنى سه حالت كفر ، اسلام ، كفر ، پس از بلوغ برايش رخ داد .
بنابراين ، جملهى اوّل روايت « مسلم تنصّر » بيانگر مرتدّ فطرى و جمله دوّم « نصراني أسلم ثمّ ارتدّ » بر ارتداد ملّى دلالت دارد ؛ به صورتى كه گذشت .
اشكال : قبول داريم روايت در مرتدّ فطرى و مرتدّ ملّى ، بر اسلام و كفر حقيقى تكيه دارد ، ليكن به چه دليل مرتدّ ملّى ، مختصّ به همين فرد باشد ؟ در اين روايت يك مصداق روشن از مرتدّ ملّى را ذكر كردهاند ، ممكن است دو فرد و دو مصداق داشته باشد كه علىّ بن جعفر از يك موردش پرسيده و امام عليه السلام نيز پاسخ همان مورد را داده است .
جواب : دليلى بر ثبوت حكم مرتدّ ملّى در غير اين صورت نداريم . اگر بگوييد : در مكاتبهى والى اميرمؤمنان عليه السلام به آن حضرت اين جمله بود كه « . . . أمّا من كان من المسلمين ولد على الفطرة ثمّ تزندق فاضرب عنقه ولا تستتبه ، و من لم يولد منهم على الفطرة فاستتبه فإن تاب وإلّا فاضرب عنقه . . . » . « 2 » امام عليه السلام به او نوشت : هر كدام از مسلمانها كه زنديق شده و بر فطرت متولّد نشدهاند ، آنان را توبه بده . در كدام قسمت روايت گفته است : مسلمانى كه زنديق شده بايد قبل از اسلامش يك حالت كفرى بعد از
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 545 ، باب 1 از ابواب حدّ مرتد ، ح 5 .
( 2 ) . همان ، ص 552 ، باب 5 از ابواب حدّ مرتد ، ح 5 .