شرح
پدر و مادرش مشرك مىشود . امام عليه السلام فرمود : او را رها نمىكنند به شرط اين كه يكى از والدينش نصرانى باشد .
كيفيّت دلالت : در اين روايت ، جواب امام عليه السلام مسأله را روشن مىكند . بچّهاى كه مشرك شده در كنار پدر و مادر بوده است . اگر يكى از آنان نصرانى است ، معلوم است كه شرك را از همان گرفته است ، اگر پدر و مادر هر دو نصرانى هستند ، كارى به اين بچّه ندارند ؛ امّا اگر يكى از آنان نصرانى است ، طبعاً ديگرى مسلمان است و اين بچّه محكوم به اسلام مىباشد و تحتتأثير احدالأبوين مشرك قرار گرفته است ؛ بنابراين ، او را رها نمىكنند .
مستفاد از روايت ، محكوم به اسلام بودن فرزندى است كه احدالوالدينش مُسلِم باشند ؛ و الّا اگر بين اين بچّه با بچّهاى كه پدر و مادرش نصرانى هستند ، فرقى نباشد ، چه خصوصيّتى براى ذكر « إذا كان أحد أبويه نصرانيّاً » است
به بيان ديگر ، عبارت « في الصبيّ يختار الشرك وهو بين أبويه » مىسازد با اين كه والدين هر دو مشرك باشند ، يا يكى مشرك و ديگرى مسلمان باشد . جواب امام عليه السلام كه فرمود : « لايترك وذاك إذا كان أحد أبويه نصرانيّاً » به عدم ترك در صورتى كه يكى از آنان نصرانى باشد ، حكم مىكند . معلوم مىشود در اين صورت ، بچّه محكوم به اسلام است ، لذا نبايد او را رها كرد و بايد به حسابش رسيد .
ب : وعن حميد بن زياد ، عن الحسن بن محمّد بن سماعة ، عن غير واحد من أصحابه ، عن أبان بن عثمان ، عن بعض أصحابه ، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام في الصّبي إذا شَبَّ فاختار النصرانيّة وأحد أبويه نصراني أو مسلمَين ، قال :
لا يترك ، و لكن يضرب على الإسلام . « 1 »
سند روايت : اين روايت به طريق كلينى رحمه الله مرسل است ؛ امّا صدوق رحمه الله همين روايت را با اسناد خودش از فضاله نقل مىكند كه اسنادش به فضاله صحيح است و فضاله از أبان از امام صادق عليه السلام آن را روايت مىكند . از اينرو ، سند به روايت مرحوم صدوق صحيح و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 546 ، باب 2 از ابواب حدّ مرتد ، ح 2 .