شرح
اخذ مال و قتل نشده است ، تبعيد مىگردد .
توهّم نشود اگر راهزن مال را نبرده پس چرا به راهزنى دست زده است ؟ زيرا ، راهزن به قصد بردن اموال مردم مرتكب قطع طريق مىشود ؛ ولى گاهى به هدفش نمىرسد و قبل از آن كه مال را بردارد ، دستگير مىشود .
اين روايت به تفصيل شيخ طوسى رحمه الله در نهايه نزديك است ؛ « 1 » ولى كاملًا بر آن منطبق نيست . زيرا ، در فرض ارتكاب قتل و اخذ مال ، روايت صلب و قطع را مطرح مىكند و شيخ رحمه الله قطع و صلب و قتل ، هر سه را گفته است .
اين روايت ، مانند روايت محمّد بن مسلم اضطراب دارد ؛ زيرا ، « أو » را در آيه براى ترتيب بگيريم يا تخيير ، به هر حال موردى هست كه يا به نحو تخيير يا ترتيب صلب بهطور مستقلّ پياده مىشود و سه حدّ ديگر همراهش نيست . در اين روايت ، در فرض اوّل :
ارتكاب قتل و اخذ مال ، صلب را همراه با قطع مطرح كرده است .
2 - وعنه ، عن أبيه ، عن عمرو بن عثمان ، عن عبيداللَّه المدايني ، عن أبي الحسن الرضا عليه السلام ، قال : سئل عن قوله اللَّه عزّ وجلّ : إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُو وَيَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَادًا ، الآية ، فما الّذي إذا فعله استوجب واحدة من هذه الأربع ؟ فقال : إذا حارب اللَّه ورسوله وسعى في الأرض فساداً فقتل قتل به ، وان قتل وأخذ المال قتل وصلب ، وإن أخذ المال و لم يقتل قطعت يده ورجله من خلاف ، وإن شهر السّيف وحارب اللَّه ورسوله وسعى في الأرض فساداً و لم يقتل و لم يأخذ المال نفي من الأرض . « 2 »
فقه الحديث : عبيداللَّه المدائنى ضعيف است . مىگويد : از امام رضا عليه السلام پرسيدند در آيهى محاربه « همانا پاداش كسانى كه با خدا و رسول او مىجنگند و در ايجاد فساد در زمين تلاش مىكنند » كدام فعل است كه اگر از محارب سر زند يك حدّ از اين چهار حدّ
هامش
( 1 ) . النهاية في مجرد الفقه والفتوى ، ص 720 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 534 ، باب 1 از ابواب حدّ محارب ، ح 4 .