شرح
به آنان فرمود : نزد من بمانيد تا وقتى كسالتتان بر طرف شد شما را براى جنگ اعزام كنم .
گفتند : ما را به خارج از مدينه بفرست ؛ در مدينه نمىتوانيم زندگى كنيم .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آنان را به چراگاه شتران صدقه فرستاد تا از شير و بول شتران استفاده كنند - شايد شرب بول ابل به جهت استشفا بوده است - وقتى سلامتى خود را به دست آوردند و چاق و چلّه شدند ، سه نفر از محافظان را كشتند - و شترانى را با خود بردند - .
زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از جريان خبردار شدند ، اميرمؤمنان عليه السلام را به دنبالشان فرستاد . بنىضبّه در بيابانى نزديك يمن سرگردان شده ، نمىتوانستند از آن خارج گردند .
اميرمؤمنان عليه السلام ايشان را دستگير كرد و نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آورد . در اين هنگام آيهى محاربه نازل شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله حدّ قطع را انتخاب و در حقّشان اجرا كرد .
روايات ديگرى كه در اين باب وجود دارد ، هر چند بر ترتيب دلالت دارند ، ليكن سندشان ضعيف و دلالتشان اضطراب دارد .
كيفيّت جمع بين روايات
از مجموعهى رواياتى كه بر ترتيب دلالت داشت ، دو حديث صحيح السند داشتيم كه علاوه بر اضطراب در متن با يكديگر تعارض داشتند . روايات ديگر نيز علاوه بر ضعيف بودن سندشان به همين دو مشكل مبتلا هستند . مرحوم محقّق رحمه الله با آن كه در فتوا دادن خيلى احتياط مىكند ، امّا در اين بحث مىفرمايد : « أمّا حدّ المحارب القتل أو الصلب أو القطع مخالفاً أو النفي . . . واستند في التفصيل إلى الأحاديث الدالّة عليه ، وتلك الأحاديث لا تنفكّ من ضعف في إسناد أو اضطراب في متن أو قصور في الدلالة ، فالاولى العمل بالأوّل تمسّكاً به ظاهر الآية . . . » . « 1 » حدّ محارب قتل يا صلب يا قطع دست و پا بر خلاف يكديگر يا نفى بلد است . مستند كسانى كه به ترتيب قائلاند ، يا در سند و دلالت قصور دارد و يا اضطراب در متن دارد ؛ پس اولى اين است كه به آيهى شريفه تمسّك كنيم و قائل به تخيير گرديم .هامش
( 1 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 959 و 960 .