شرح
ندارد ، پس قول سوّمى احداث مىكنيم و مىگوييم : آن دزدى كه خارج از خانه است و از وسط نقب مال مسروقه را مىبرد ، دستش بريده مىشود .
مرحوم محقّق رحمه الله با ابنادريس رحمه الله موافقت مىكند . « 1 » صاحب جواهر رحمه الله قطع دست سارق داخل خانه را به « قيل » نسبت مىدهد ، « 2 » در حالى كه ابنادريس رحمه الله مىگفت : قائلى ندارد ؛ و امام راحل رحمه الله نيز آن را اختيار كردهاند .
نظر برگزيده : آيا نقب داخل حرز است يا خارج از آن ؟ از كلام امام راحل رحمه الله استفاده مىشود كه ايشان نقب را خارج از حرز گرفتهاند ؛ و به همين جهت ، فرمودند : دست سارقى بريده مىشود كه مال مسروقه را تا وسط نقب آورده است ؛ زيرا ، اگر بگوييم : « هذا أخرج المال من داخل الحرز إلى خارجه » كلام صادقى است ، ولى نسبت به ديگرى اين كلام صادق نيست ؛ بلكه او شبيه به دزدى است كه مال مسروقهاى را كه سارقى تا بيرون خانه آورده ، از آنجا به جايى ديگر منتقل كند .
توجّه به اين نكته لازم است كه حرز به مكانى گفته مىشود كه حافظ مال است ، لذا اگر نقبى بزنند كه چند مترى در خانه يا دكان پيش رفته باشد ، از آن جا كه عنوان حافظ مال بر آن صادق نيست ، عرف آن را حرز نمىداند . مسأله ملكيّت و عدمش در تحقّق حرز دخالت ندارد ؛ لذا ما قبول داريم كسى كه مالك زمينى شود از تخوم ارض تا عنان سماء را مالك است ، ليكن اگر در خانهاش سردابى بسازد ، آن سرداب حرز به شمار مىآيد ؛ امّا اگر به خانهاش نقب بزنند از جهت اين كه جنبهى حفاظتى ندارد ، حرز نيست . در گذشته گفتيم : هر چيزى حرز خاصّى دارد و حرز تمام اشيا يكسان نيست ؛ مثلًا اگر پول را در وسط منزل بگذارد ، آنجا براى پول حرز نيست ؛ بلكه بايد آن را داخل اتاقى يا گنجهاى يا لابلاى كتابى يا در صندوقى و مانند آن قرار دهد تا حرز صدق كند ؛ و از طرفى ملكيّت نيز دخالتى در حرز ندارد . لذا ، نقب اگر در اعماق ملك مالك نيز زده شود از نظر عرف ، حرز به شمار نمىآيد .
بنابراين ، كسى كه مال را از وسط نقب برمىدارد ، انتقال مال از حرز توسّط او صادق
هامش
( 1 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 958 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 558 .