آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 26
[ الشرط السادس : إخراج السارق المتاع من الحرز ] [ السادس : أن يخرج المتاع من الحرز بنفسه أو بمشاركة غيره . ويتحقّق الإخراج بالمباشرة كما لو جعله على عاتقه وأخرجه ، وبالتسبيب كما لو شدّه بحبل ثمّ يجد به من خارج الحرز أو يضعه على دابّة من الحرز يخرجها ، أو على جناح طائر من شأنه العود إليه ، أو أمر مجنوناً أو صبيّاً غير مميّز بالإخراج . وأمّا إن كان مميّزاً ففي القطع إشكال بل منع . ] شرط ششم : خارج ساختن كالا از حرز دو چيز در تحقّق سرقت موجب حدّ معتبر است : يكى بيرون بردن مال از خانه يا دكّان ، ديگرى مستند بودن اخراج به سارق ؛ لذا ، اگر مال را از نقطهاى از حرز بردارد و در نقطهى ديگر بگذارد ، دستش را نمىبُرند ؛ مانند اين كه دزدى اموال را از اتاق جمع كرد ولى هنگامى كه آنها را در حياط گذاشت ، صاحبخانه بيدار شده ، او را دستگير كرد . در اين صورت ، حدّ سرقت پياده نمىشود ؛ زيرا ، اخراج از حرز محقّق نشده است . علاوه آنكه اخراج بايد به سارق مستند گردد ؛ مانند اين كه ريسمانى به آن مال ببندد و خودش در خارج حرز بايستد ريسمان را بالا بكشد و مال را بيرون آورد ؛ يا اموال مسروقه را بر حيوانى بار كند و افسار و دهنهى حيوان را بگيرد و يا از پشت سر آن حيون را به خروج تحريك كند و يا حيوان خودبهخود بيرون بيايد ، يا مالى را كه از نظر كيفيّت با ارزش است بر بال كبوترى كه به سوى سارق باز مىگردد ، ببندد و آن كبوتر را از داخل حرز به هوا رها كند ؛ در تمام اين صورتها ، اخراج مستند به سارق است و حدّ اجرا مىگردد و قابل اشكال نيست . اشكال در موردى است كه به بچّهاى يا مجنونى دستور بدهد آن اموال را بيرون بياورد . در اين حالت ، دو صورت مطرح است : 1 - بچّه و مجنون هيچ حالت تميز و شعورى نداشته باشند و معناى سرقت و دزدى را نفهمند . در اين صورت ، اخراج مستند به سارق است و آن مجنون يا كودك آلت دست او