آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 24
[ الشرط الخامس : هتك الحرز ] [ الخامس : أن يكون السارق هاتكاً للحرز منفرداً أو مشاركاً ، فلو هتك غير السارق وسرق هو من غير حرز لا يقطع واحد منهما وإن جاءا معاً للسرقة والتعاون فيها . ويضمن الهاتك ما أتلفه والسارق ما سرقه . ] شرط پنجم : هتك حرز پنجمين شرطى كه در ترتّب حدّ سرقت مطرح است ، دزدى از حرز مىباشد . به اين معنا كه مال در حفاظت باشد - ( به صورت عادى امكان دسترسى به آن نباشد ؛ مثل اين كه مال را در دكّانى گذاشته ، و درب آن را قفل كردهاند ) - . اگر سارق هاتك حرز بود و آن را از بين برد ، حدّ سرقت بر وى اقامه مىگردد ؛ امّا اگر دو نفر با هم قرار گذاشتند يكى حرز را بردارد و ديگرى مال را بيرون آورد و به تعبير ديگر ، هاتك حرز يك فرد و بيرون آورندهى مال فرد ديگر باشد ، حدّ سرقت بر هيچ كدام اجرا نمىگردد ؛ زيرا ، كسى كه درب را گشوده و حرز را از بين برده ، مالى نبرده است ، و آن كه مال را برده ، حرزى را نشكسته است . با اين شرط ، در موارد زير حدّ سرقت پياده نمىشود : الف : اگر درب دكّان يا خانهاى باز باشد و شخصى بدون اين كه صاحب مال متوجّه گردد مال او را ببرد . ب : سرقت از مراكز عمومى مانند : مسجد ، كاروانسرا ، مدرسه و مانند آن كه اموال در حرز قرار نگرفته باشد . ج : اگر كسى درب خانهاى را باز كرد و رفت ، ديگرى نيز از فرصت استفاده كند و از اين خانه مالى را ببرد . د : اگر دو نفر با هم قرار دزدى بگذارند و يكى متعهّد باز كردن حرز گردد و ديگرى متعهّد بردن مال ؛ در اين صورت ، هاتك حرز ضامن قفل و آنچه تلف كرده ، هست ؛ و سارق مال ، ضامن اموال مسروقه است ؛ ولى قطع دست در حقّ هيچ كدام جارى نيست . زيرا ، يكى هاتك بوده و سارق نبوده و ديگرى برعكس وى ، سارق است و هاتك نيست .