شرح
امير مؤمنان عليه السلام به قطع دست راستش قضاوت كرد . اگر بار دوّم مرتكب سرقت گردد ، بايد پاى چپش را بريد . و اگر بار سوّم دست به دزدى زد ، او را زندانى مىكنند و پاى راستش را قطع نمىكنند تا براى تطهير بتواند از آن استفاده برد ، و دست چپش را نيز نمىبرند تا با آن غذا بخورد و استنجا و تطهير كند .
آنگاه امام عليه السلام فرمود : من از خداوند حيا مىكنم كه دست چپ و پاى راستش را نيز قطع كنم ؛ و او را موجودى رها كنم كه نتواند از هيچ چيزى استفاده كند . او را زندانى مىكنم تا در زندان بميرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز چنين عمل مىكرد و از بدن سارق ، بعد از قطع دست و پايش چيز ديگرى را نبريد .
3 - وعن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن حمّاد ، عن الحلبي ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام في حديث السّرقة قال : تقطع اليد والرّجل ، ثمّ لايقطع بعد ، و لكن إن عاد حبس وانفق من بيت مال المسلمين . « 1 »
فقه الحديث : در اين روايت صحيحه امام صادق عليه السلام فرمود : دست و پاى دزد را مىبرند - ( به قرينهى روايات ديگر بريدن دست را به دست راست در مرتبهى اوّل و بريدن پا را به پاى چپ در مرتبهى دوّم مقيّد مىكنيم ) - پس از آن ، اگر مرتكب دزدى شد ، چيزى از بدنش را نمىبُرند ؛ بلكه او را زندانى كرده و از بيتالمال به او نفقه مىدهند .
در اين روايت ، زمانى براى زندان معيّن نشده است . ممكن است بگوييم عدم تقييد حبس و زندان به مدّتى ، ظهور در حبس ابد دارد ، و اگر اين ظهور را نپذيرفتيم و روايت را مطلق دانستيم ، آن را به رواياتى كه بر حبس ابد دلالت دارد ، تقييد مىكنيم .
4 - محمّد بن عليّ بن الحسين بإسناده إلى قضايا أمير المؤمنين عليه السلام ، أنّه كان إذا سرق الرّجل أوّلًا قطع يمينه ، فإن عاد قطع رجله اليسرى ، فان عاد ثالثة خلّده السّجن وأنفق عليه من بيتالمال . « 2 »
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 494 ، باب 5 از ابواب حدّ سرقت ، ح 7 .
( 2 ) . همان ، ص 495 ، ح 10 .