تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
شرح
فرق بين حرّ و عبد تصريح دارد . مىفرمايد : « حرّاً كان أو عبداً أو حرّةً كانت أو أمة » . امام عليه السلام به صورت يك ضابطه‌ى كلّى در حقوق اللَّه فرمود : « يك اقرار كافى است و فرقى بين حرّ و عبد نيست » . اگر ما بوديم و اين ضابطه و ذيل روايت نبود كه امام عليه السلام ضابطه را بر سرقت تطبيق داده‌اند ، مىگفتيم : اين ضابطه نسبت به باب سرقت تقييد مىگردد . به عبارت ديگر ، وقتى اصحاب از امام عليه السلام سؤال كردند اين ضابطه‌ى كلّى كه شما فرموديد در چه مواردى پياده مىگردد ؟ امام عليه السلام سرقت را به عنوان اوّلين مصداق و مجراى آن ضابطه معرّفى مىكند . اين تذييل روايت به منزله‌ى تصريح به كفايت اقرار عبد در اجراى حدّ قطع است ؛ لذا ، قابل تخصيص و تقييد نيست . در اصول گفته‌ايم : اگر عامّى در موردى وارد شد نسبت به آن مورد امكان ندارد تخصيص بخورد ، بلكه نسبت به مورد ورودش صراحت دارد . اگر كسى از مولا پرسيد زيد عالم را اكرام كنم ؟ مولا بگويد : همه‌ى علما را اكرام كن ، نمىتوان عموم « أكرام العلماء » را نسبت به زيد عالم تخصيص زد ؛ زيرا ، در وجوب اكرام زيد عالم صراحت دارد ؛ اگر بخواهد تخصيص بزند و مورد سؤال خارج از حكم عام باشد ، عقلًا نمىپذيرند و زيربار چنين تخصيصى نمىروند . بنابراين ، اگر مسأله‌ى سرقت به عنوان مثال براى آن قاعده‌ى كلّى ذكر نشده بود ، مىتوانستيم عبد را از عموم قاعده بيرون كنيم ؛ امّا با وجود تصريح امام عليه السلام به سرقت در پاسخ بعض اصحاب ، امكان تقييد نيست .

بازگشت به نقد روايت فضيل

2 - در اين ضابطه‌ى كلّى ، امام عليه السلام مىفرمايد : پس از اقرار به حقّى از حقوق اللَّه بر امام واجب و متعيّن است كه حدّ را اقامه كند . در حالى كه در موارد مكرّر گفتيم : اگر حدّى به واسطه‌ى اقرار ثابت شد ، امام در اجراى حدّ يا عفو مجرم مخيّر است ؛ لذا ، ظاهر روايت با روايات باب تخيير حاكم بين عفو و اجراى حدّ منافات دارد . 3 - در استثناى زانى محصن دو جهت مخالفت با روايات و فتوا وجود دارد :