شرح
مشهور ، فتواى شيخ صدوق رحمه الله در مقنع « 1 » و من لا يحضره الفقيه « 2 » است كه فرموده است : اگر نبش قبر مكرّر باشد ، قطع دست هست ولى بر يك بار نبش قبر دست را نمىبرند .
در عبارت مرحوم صدوق به اين مطلب تصريح نشده است كه چند مرتبه بايد قبر را بشكافد ؟ و آيا همراه با نبش بايد چيزى را نيز به سرقت برده باشد تا دستش قطع گردد يا نه ؟ زيرا ، دو عنوان محرّم داريم : يكى : نبش قبر مؤمن مگر در مواردى كه استثنا شده است .
دوّم سرقت كفن . ظاهراً صدوق رحمه الله همين معنا را در نظر دارد ؛ يعنى نبش قبر به انضمام سرقت كفن ، با وجود شرايط ثبوت حدّ به دو دليل :
1 - فتواى مرحوم صدوق را در مقابل فتواى مشهور آوردهاند و سخن مشهور در مورد سرقت كفن همراه با نبش قبر است .
2 - معمولًا هدف نبّاش از نبش قبر بردن كفن است ؛ و گرنه صرف شكافتن قبر يك كار عقلايى نيست تا بر آن اثرى عاقلانه مترتّب گردد . نبش قبر مانند باز كردن قفل خانهى مردم است كه براى بردن اموالش اين كار را مىكند و الّا صرف باز گذاشتن درب خانهى مردم ، يك امر عقلايى به شمار نمىآيد .
از اين رو ، هر چند به دنبال كلام صدوق رحمه الله سخنى از سرقت نيامده است ، ولى مراد ايشان نبش قبر با سرقت كفن است .
رواياتى كه در اين مورد داريم دو دسته است : يك دسته بر قول مشهور دلالت دارد و يك طايفه مىتواند مستند قول مرحوم صدوق باشد .
مستند قول مشهور
1 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن ابراهيم ، عن أبيه ، وعن محمّد بن اسماعيل ، عن الفضل بن شاذان جميعاً ، عن ابن أبي عمير ، عن حفص بن البختري ، قال : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول : حدّ النبّاش حدّ السّارق . « 3 »هامش
( 1 ) . المقنع ص 447 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقه ج 4 ص 67 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 510 ، باب 19 از ابواب حدّ سرقت ، ح 1 .