تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
امام عليه السلام فرمود : حال كه راضى شده ، حدّى ندارد ؛ بين آنان جدايى انداخته نمىشود و به همان نكاح اوّل باقى هستند . آن‌چه اين روايت از روايت سابق اضافه دارد ، كلمه‌ى « ادب » است كه در كلام راوى به‌كار رفته است ؛ امّا سؤال اين است كه به چه دليل مىگوييد : از كلمه‌ى « ادب » ، تعزير قصد شده است ؟ ادب معناى عامّى دارد كه شامل « حدّ » و « تعزير » ، هر دو مىشود و چنين نيست كه هرجا كلمه‌ى « ادب » به‌كار رفت ، مقصود ، تعزير باشد . به‌عبارت روشن‌تر ، در گذشته گفتيم : « تعزير » يك اصطلاح شرعى است ؛ امّا كلمه‌ى « ادب » اصطلاح شرعى ندارد ، پس به همان معناى عامّ خودش باقى است . از روايت هم استفاده نمىشود ادب به‌معناى تعزير است ؛ در روايت داريم « فعليه أدب » ، جمله‌ى اسميه‌اى كه مبتدايش نكره است ، يعنى آيا تأديبى دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ، 5 / 12 تازيانه . بنابراين ، شهيد ثانى رحمه الله نمىتواند بر مرحوم محقّق اشكال كند ؛ زيرا ، عنوان « تعزير » بر اين مقدّر شرعى اطلاق نشده است . براى ورودِ اشكال دو چيز لازم است ، و شهيد ثانى رحمه الله در مواردِ نقض ، اوّلًا ، بايستى مقدّرى شرعى در روايات اثبات كند ؛ و ثانياً ، در همان روايت ، بر آن مقدّر شرعى ، اطلاق « تعزير » در مقابل حدّ شده باشد . اين‌كه مىگوييم تعزير در مقابل حدّ را بايد اثبات كند ، به‌جهت اين نكته است كه گاه كلمه‌ى « حدّ » در معنايى اعمّ از حدّ و تعزير استعمال مىشود ؛ هر چند كلمه‌ى « تعزير » نيز گاه به‌معناى اعمّ به‌كار مىرود ؛ به‌خصوص با توجّه به‌معناى لغوى آن كه تأديب است ؛ البته « حدّ » ، فردِ كاملِ تأديب است . نقض سوم شهيد ثانى رحمه الله بر تعريف و ضابطه محقّق حلّى رحمه الله نقض ديگرى كه مرحوم شهيد ثانى بيان مىفرمايد اين مسأله است كه : « المجتمعان تحت إزار واحد مجرّدين ، مقدّر بثلاثين إلى تسعة وتسعين على قول » ؛ « 1 » عقوبت و كيفر دو انسانى كه برهنه در زير يك لحاف خوابيده باشند ، بدون اين‌كه مرتكب عمل خلافى شده باشند ، بنابر قولى ، بين سى تا نودونه تازيانه است . يعنى حاكم شرع كمتر از سى تازيانه و
هامش
( 1 ) . مسالك الأفهام ، ج 14 ، ص 326 .