است كه در برابر نيروهاى ديگر ممانعت و مقاومت دارد ، و به آسانى شكل خود را از دست نمىدهد و شكل جديد نمىپذيرد . به دربانان خانههاى بزرگ و قصرها ، « حدّاد » گفتهاند ؛ چرا كه آنان داراى حالت ممانعت هستند و مانع ورود افراد بيگانه مىشوند . « 1 » از آنچه در تحقيق معناى لغوى گفتيم ، روشن شد كه توهّم براى حدّ معانى گوناگونى وجود دارد ، توهّمى بىجا است ؛ بلكه تمامى معانى مذكور بازگشت به حالت منع ، دفع ، امتناع و امثال آن دارد .
تعريف شرعى : مرحوم شهيد ثانى قدس سره در تعريف اين دو اصطلاح فرموده است : « حدّ » در شرع مطهّر به عقوبت خاصّى گفته مىشود كه در مورد مكلّف بهسبب ارتكاب برخى از گناهان اجرا مىشود و شارع مقدّس مقدار و كيفيّت تمام حدود را معيّن كرده است . تعزير نيز عقوبت يا اهانتى است كه بهعنوان كيفر بعضى از گناهان مقرّر شده ، ولى در اصل شرع يا بيشتر موارد ، مقدار معيّنى ندارد ؛ بلكه مقدار آن بستگى به نظر حاكم شرع دارد . « 2 » بين معناى شرعى و لغوى « حدّ » تناسب است ؛ احتمال دارد اين تناسب از جهت مانعيّت حدّ از گسترش گناه باشد ؛ زيرا ، اجراى صد تازيانه بهعنوان حدّ شرعىِ زنا بر زناكار ، مانع مىشود كه گناهكار بار ديگر اين عمل را انجام دهد ؛ و نيز حاضران در مجلس حدّ ، به فكر گناه نيفتند . بهعبارت ديگر ، اجراى حدّ يكى از راههاى جلوگيرى از وقوع معصيت است .
احتمال ديگرى نيز مىدهيم - هرچند احتمال اوّل را نفى نمىكنيم - ؛ و آن اينكه ، مىگوييم : صد تازيانه حدّ شرعى است ، يعنى « لا يجوز الزيادة عليه ولا التنقيص منه ؛ كسى حقّ ندارد به زانى بيش از صد تازيانه يا كمتر از آن بزند » ؛ بنابراين ، در ناحيهى زياده و نقيصه جنبهى ممنوعيّت است . شاهد اين احتمال ، مواردى است كه در فقه و روايات « 3 » كلمهى « حدّ » بهكار رفته است ؛ مثلًا حدّ كر چهمقدار است ؟ در شستن وضو ، حدّ وجه و يدين چه اندازه است ؟
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 3 ، ص 79 ؛ مفردات راغب ، ص 108 .
( 2 ) . مسالك الأفهام ، ج 14 ، ص 325 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 283 ، باب 17 ، ابواب الوضوء ، ح 1 و 2 ؛ وص 120 ، باب 9 ، ابواب الماء المطلق ، ح 15 .