هر دو گروه ، بحث از معاصى و گناهانى را كه اقتضاى تعزير دارد ، در كتاب حدود آوردهاند . بر كسانى كه عنوان كتاب را « كتاب الحدود والتعزيرات » قرار دادهاند ، اشكالى وارد نيست ؛ ليكن از كسانى كه عنوان بحث را « كتاب الحدود » قرار دادهاند ، سؤال مىشود :
شما چگونه مسائل تعزير را در كتاب حدود مطرح كردهايد ؟ !
پاسخ آنان در جواب اين اشكال ، به يكى از دو طريق زير است :
جواب اوّل : « حدّ » دو نوع كاربُرد دارد : گاه اين عنوان در برابر عناوين فقهى ديگر مانند : ارث ، طلاق ، بيع و . . . بهكار مىرود ؛ در اينصورت ، اعمّ بوده و شامل تعزير نيز مىشود . و گاه ، در مقابل تعزير قرار مىگيرد ؛ در اين حالت ، معناى خاصّ خود را دارد ؛ مانند : لفظ مسكين و فقير كه اگر با هم ذكر شوند ، هركدام معنايى دارد ؛ و آن اينكه : مسكين ، أسوءُ حالًا من الفقير است . اين افتراقِ در معنا ، ثمرهى عملى هم دارد ؛ كه اگر كسى چيزى را نذر كرده به مساكين بدهد ، شامل فقرا نمىشود ؛ ليكن اگر اينها به تنهايى گفته شوند ، عامّ بوده و شامل ديگرى نيز مىشود .
بنابراين ، اگر كلمهى « حدود » را در مقابل تعزيرات بهكار ببريم ، حدود از تعزيرات جدا مىشود ؛ ولى اگر « حدود » را در مقابل ارث ، بيع و . . . بياوريم ، شامل تعزيرات نيز مىشود .
هر دو استعمال بالا در روايات آمده است ؛ گاه حدّ يا تعزير بيان شده ، و از آن ، معناى عامّ يعنى كيفر و عقوبت گناهان اراده شده است . مانند روايت سكونى از امام صادق عليه السلام : « قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : إقامة حدّ خير من مطر أربعين صباحاً » ، و روايت حنان بن سدير از امام باقر عليه السلام : « حدّ يقام في الأرض أزكى فيها من مطر أربعين ليلة وأيّامها ؛ « 1 » اجراى يك حدّ در زمين ، از چهل روز يا چهل شبانهروز بارندگى ، سودمندتر است » .
آيا واژهى « حدّ » در اين روايت ، شامل تعزير نمىشود ؟ آيا روايت روى حدّ تكيه كرده و مىخواهد بگويد : حدود اين آثار و بركات را دارد امّا تعزيرات ندارد ؟ يا اينكه « حدّ » در اين روايت ، يك معناى گسترده و عامّى دارد كه شامل حدود و تعزيرات اصطلاحى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 308 ، باب 1 از ابواب مقدّمات الحدود ، ح 2 و 4 .