شرح
كردن داشته باشد ، مانند : رمى سهام و رمى حجر ؛ لذا ، رسيدن سنگ به مرجوم كافى نيست ؛ مثلًا كسى بالاى سرزانى رفته و يك سنگ يك تُنى را بر سرش بيندازد ، در اين صورت عنوان رمى صدق نمىكند ؛ بلكه انداختن سنگ صادق است .
عنوان دوّمى كه در روايت آمده ، عنوان « حجر » و عنوان سوم ، « صغار » است ؛ و هر سه عنوان در اين موثّقه ، و موثّقهى سماعه آمده است .
ب : موثّقهى سماعه ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : تدفن المرأة إلى وسطها ثمّ يرمي الإمام ويرمي الناس بأحجار صغار . . . . « 1 » بنابراين ، بايد هر سه عنوان موجود باشد تا رجم صادق آيد ؛ پس ، اگر از چوب يا اشياى ديگر استفاده شود ، اثر ندارد . سنگها نيز بايد كوچك باشند .
آيا « صغار » در مقابل « كبار و متوسّط » است و يا آنطور كه صاحب جواهر رحمه الله فرموده ، « 2 » احتمال دارد مقصود سنگهاى معتدل و متوسط باشد ؟ بنا بر اين احتمال ، شن را نه به جهت اين كه سنگ بر آن صدق نمىكند ، بلكه از جهت عدم صدق سنگ متوسّط بر آن ، خارج مىكنيم ؛ زيرا ، شن ، سنگهاى بسيار ريز و كوچك هستند .
سنگهاى بزرگى كه با يك مرتبه انداختن به علّت زيادى وزن موجب قتل مرجوم و مرجومه مىشود نيز با عنوان « احجار صغار » خارج مىشود .
تعبير امام راحل رحمه الله به « وينبغي أن يكون الأحجار صغاراً بل هو أحوط » و مرحوم محقّق در شرايع به « ينبغي أن تكون الحجارة صغاراً » « 3 » وجهى ندارد ؛ زيرا ، هر دو موثّقه ظهور در وجوب دارد ؛ همانگونه كه نسبت به جهات ديگر ، دفن و ترتيب رمى امام عليه السلام و رمى ناس را لزومى مىدانستيد ، بايد كوچك بودن سنگها را نيز واجب بدانيد ؛ و به چه دليل ذيل روايت از حكم لزومى خارج شود ؟ روايت در مقام بيان مصداق احجار نيست ؛ بلكه در مقام بيان كيفيّت رجم از جهات مختلف است . يكى از جهات مطرح شده ، اندازهى سنگ است .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 374 ، باب 14 از ابواب حدّ زنا ، ح 3 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 355 .
( 3 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 939 .