شرح
اقرار ثابت شود ؛ ولى اگر به بيّنه اثبات گشت ، اوّل بايد بيّنه رمى كند ، پس از آنان امام عليه السلام و بعد از او ، مردم .
دليل قول سوم ( تساوى امام عليه السلام و بيّنه و مردم در آغاز رجم )
اين گروه معتقد بودند براى شروع رجم هيچ خصوصيّتى مطرح نيست ؛ هر يك از امام عليه السلام يا بيّنه و يا مردم مىتوانند آغازگر رمى باشند ؛ بله به عنوان استحباب ، از باب تسامح در ادلّهى سنن ، مىتوانيم حرف مشهور را بپذيريم . اينان در اثبات مدّعاى خود مىگويند : روايت صفوان به علّت ارسال و ضعف كنار مىرود ؛ و اين دو موثّقه ، هر چند ظهور در وجوب ترتيب دارند و ظاهرشان اين است كه امام عليه السلام بايد مطلقاً - ( ثبوت به اقرار باشد و يا به بيّنه ) - شروع به رمى كند ، ليكن روايتى كه در مورد ماعز بن مالك رسيده است ، اين ظهور را ساقط مىكند . محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن عمرو بن عثمان ، عن الحسين بن خالد ، قال : قلت لأبي الحسن عليه السلام أخبرني عن المحصن إذا هو هرب من الحفيرة هل يردّ حتّى يقام عليه الحدّ ؟ . . . وذلك أنّ ماعز بن مالك أقرّ عند رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بالزنا فأمر به أن يرجم ، فهرب من الحفرة ، فرماه الزبير بن العوامّ بساق بعير فعقله فسقط فلحقه الناس فقتلوه ، ثمّ أخبروا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بذلك ، فقال لهم : فهلّا تركتموه إذا هرب يذهب فإنّما هو الّذي أقرّ على نفسه قال لهم : أما لو كان عليّ حاضراً معكم لما ظللتم . « 1 » فقه الحديث : امام هفتم عليه السلام در نقل جريان رجم ماعز بن مالك فرمود : زمانى كه مردم او را براى رجم بردند ، ماعز فرار كرد ، او را تعقيب و عقالش كرده و به قتل رسانيدند . هنگامى كه جريان را براى رسول خدا صلى الله عليه و آله تعريف كردند ، آن حضرت فرمود : چرا پس از فرار او را رها نكرديد و به تعقيب او پرداختيد ؟ آنگاه فرمود : اگر على با شما در اين جريان حاضر بود ، چنين مطلبى پيش نمىآمد و ماعز كشته نمىشد .هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 376 ، باب 15 از ابواب حدّ زنا ، ح 1 .