تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
شرح
به هر حال ، مواجه با اين دو نقل هستيم : نقل صاحب وسائل رحمه الله كه با من لا يحضره الفقيه موافق است ؛ و نقل مرحوم فيض كه صاحب جواهر رحمه الله نيز مانند او آورده است . چه بايد كرد ؟ قاعده در چنين مواردى اين است كه اگر دو نقل داشته باشيم كه يكى مشتمل بر زياده و ديگر فاقد آن است ، بايد به زياده اعتماد كرد و ترتيب اثر داد ؛ به علّت اين كه نياوردن زياده ممكن است به سبب غفلت باشد ؛ زيرا ، غفلت و بىتوجّهى چه‌بسا سبب مىشود كلمه‌اى نوشته نشود ، يا مطلبى فراموش گردد ؛ امّا عكس آن ، يعنى غفلت سبب زياد كردن مطلب و جمله‌اى بشود و راوى از پيش خود چيزى را اضافه كند ، خيلى بعيد و نادر است . در اين مقام ، امر دائر است بين آن كه مرحوم صدوق و مانند ايشان كلمه‌ى « دون » را فراموش ، يا مرحوم فيض و صاحب جواهر رحمه الله كلمه‌ى « دون » را اضافه كرده باشند ؛ فراموشى و غفلت موجب نقص يك امر معمولى و متعارف است ، ولى غفلت و فراموشىِ موجب زياده ، غير متعارف و غير معمولى است . از اين رو ، ما به « دون موضع الثديين » تكيه كرده ، هرچند مرتكب يك خلاف ظاهر در مورد « حقوين » مىگرديم . با توجّه به اين روايت ، « وسط » در آن روايات را بالاتر از خاصره و پائين‌تر از سينه مىدانيم ؛ و آن‌چه امام راحل قدس سره فرمود : وسط زن فوق خاصره و در عين حال پائين‌تر از سينه است ، مستفاد از مجموع اين روايات بوده ؛ امّا عنوان صدر در كلام مرحوم محقّق دليل معتبرى ندارد ؛ مگر اين‌كه مراد از صدر همين معنا باشد كه ما گفتيم .

فرع دوم : حكم فرار از گودال

اين فرع به مقتضاى كيفيّت اثبات حدّ ، دو صورت دارد : 1 - اگر حدّ زنا در مورد محكوم به رجم از راه بيّنه و شهادت شهود ثابت شده است و مرجوم در حين رجم از گودال فرار كرده باشد ، بايد او را تعقيب كنند و به گودال برگردانده ، حدّ رجم را در حقّ او پياده كنند . در اين حكم ، هيچ تفصيلى نيست . 2 - اگر حدّ زنا به اقرار زانى ثابت شده باشد ، دو نظر وجود دارد : الف : قول مشهور اين است كه اگر مرجوم فرار كند ، هيچ كس حقّ تعقيب او را ندارد ، بلكه تعقيبش مطلقاً جايز نيست ؛ خواه به او سنگى خورده باشد يا نه .