شرح
حدّ اقامه شود ؛ امّا اگر اطمينان باشد كه اجراى حدّ در سرزمين دشمن موجب پناهندگى مجرم نمىشود ، به چه دليل حدّ جايز نباشد ؟
دليل بر تقييد روايات زير است :
1 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن ابن فضّال ، عن يونس بن يعقوب ، عن أبي مريم ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : قال أمير المؤمنين عليه السلام : لا يقام على أحد حدّ بأرض العدوّ . « 1 »
فقه الحديث : در اين روايت معتبر ، امام باقر عليه السلام فرموده است : اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : بر هيچ كس در سرزمين دشمن حدّ اقامه نمىشود .
اين روايت ، مطلق و بدون قيد است .
2 - وبإسناده عن الحسين بن سعيد ، عن محمّد بن يحيى ، عن غياث بن إبراهيم ، عن جعفر ، عن أبيه ، عن عليّ عليه السلام ، أنّه قال : لا اقيم على رجل حدّاً بأرض العدوّ حتّى يخرج منها مخافة أن تحمله الحمىُّ فيلحق بالعدوّ . « 2 »
فقه الحديث : در اين روايت معتبر ، اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : بر كسى كه در سرزمين دشمن است ، حدّ اقامه نمىكنم تا از آنجا خارج شود ؛ زيرا ، ممكن است غيرت و عصبيّت ، او را وادار كند كه به دشمن ملحق شود . و به تعبير رايج اين عصر ، تابعيّت گرفته و به آنها پناهنده شود .
روايت اوّل مطلق و روايت دوم مقيّد است ؛ و ظاهر صناعت اصولى ، حمل مطلق بر مقيّد است ؛ بنابراين ، بايد گفت : عدم اجراى حدّ در سرزمين دشمن مقيّد به ترس از ملحق شدن به آنان است ؛ والّا اگر ترسى نباشد ، حدّ جارى مىشود .
بررسى فرع سوم و چهارم ( اقامهى حدّ بر پناهندهى به حرم خدا )
اگر شخصى در خارج از حرم خدا موجب حدّى را انجام دهد و محكوم گردد ، ليكن هنگامى كه خواستند بر او اقامهى حدّ كنند ، فرار كرده و به حرم خداوند پناهنده شده ، ازهامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 317 ، باب 10 از ابواب مقدّمات الحدود ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ص 318 ، ح 2 .