شرح
معناى رجم اين است كه زانى محصن بايد از بين برود ؛ لذا ، نفاس هرچند كسالت هم به حساب بيايد ، با انتفاى ولد ، روى اين قاعده بايد در همان حالت او را رجم كرد . كسالت بودن نفاس در حدّ تازيانه نقش دارد ، نه در رجم .
رواياتى كه در اين باره در كتاب مستدرك الوسائل آمده است ، هيچ كدام سند معتبرى ندارد تا به آنها استناد شود .
وبهذا الإسناد : أنّ عليّاً عليه السلام قال : ليس على الحائض حدّ حتّى تطهر ولا على المستحاضة حدّ حتّى تطهر . « 1 »
فقه الحديث : ظاهر روايات اين باب ، عدم اقامهى حدّ بر حامل تا زمان خروج از حالت نفاس است .
اطلاق اين روايات معلوم نيست مفتى به باشد ؛ شاهدش كلام صاحب جواهر رحمه الله است كه فرموده : « لو مات الولد حين وضعه رجمت » « 2 » . ايشان بهطور قاطع حكم مىكند اگر ولد در هنگام زايمان بميرد ، زن را بلافاصله رجم مىكنيم ؛ و هيچ تصريحى به وجود مخالف نكرده است .
اشكال دوم : قيد « إن خيف في الجلد الضرر على ولدها » مقيّد كردن تازيانه به اضرار بر ولد وجهى ندارد ؛ زيرا ، چه بسا تازيانه بر خود زن ضرر داشته باشد و ولدى هم وجود نداشته باشد ، باز حقّ اجراى حدّ نيست .
دليل تأخير حدّ رجم تا پايان رضاع
اگر پس از زايمان ، براى بچّه شيردهى نباشد ، در صورتى حدّ رجم بر زن اقامه مىشود كه دو سال كامل بچّه را شير بدهد ؛ و اگر حدّ او تازيانه است ، و اقامهى آن سبب توجّه ضرر و لطمهاى بر فرزند و شير او مىشود ، بايد اقامهى حدّ را به تأخير انداخت ؛ و اگر اجراى تازيانه قبل از شيردهى كامل مشكلساز نباشد ، بايد حدّ اجرا شود .هامش
( 1 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 938 ، ح 5 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 339 .