دليل چهارم : توقيع شريف
در روايت توقيع شريف آمده است : « وأمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة أحاديثنا فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة اللَّه عليكم » . « 1 » صاحب جواهر رحمه الله فرموده است : اين روايت ظهور شديد در اين معنا دارد كه آنچه را امام معصوم عليه السلام در آن حجّت است ، فقيه نيز به همان صورت حجّت است . و از امورى كه معصوم عليه السلام در آن حجّت است ، اجراى حدود است . « 2 » در برخى از نقلها به جاى « حجّتى » كلمه « خليفتى » آمده است ، كه مرحوم صاحب جواهر فرموده است : اين تعبير ، ظهور شديدترى در عموم ولايت دارد .
مرحوم محقّق خوانسارى در مورد استدلال به اين روايت اشكال نموده و آوردهاند :
« لعدم معلوميّة المراد من الحوادث لاحتمال كون اللام للعهد في كلام السائل واستفادة الولاية العامة من جهة التعبير بأنّهم خليفتي عليكم مشكلة لاضطراب المتن في الرواية » . « 3 » سخن ايشان قابل مناقشه است ؛ زيرا ، چنانچه به تعبير « فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة اللَّه » دقّت شود ، نمىتوان گفت امام معصوم عليه السلام در بخشى از حوادث عنوان حجّت را دارند و همين عموميّت در تعليل ، احتمال عهد بودن را منتفى مىكند ؛ چرا كه در عهد بودن نياز به تمسّك به اين دليل به نحو عام نبود . بنابراين ، ظاهر اين تعبير آن است كه هرچه را كه امام معصوم عليه السلام در آن حجّت است ، فقيه نيز در آن حجّت خواهد بود . بنابراين ، از تعبيرات مذكور در جواب مىتوان استفاده نمود اين احتمال كه لام در « الحوادث » براى عهد باشد ، غير صحيح است ؛ و نبايد به اين احتمال توجّه نمود .
دليل پنجم : روايت سليمان
« خبر سليمان بن داود المنقري عن حفص بن غياث ، قال : سألت أبا عبداللَّه عليه السلام من يقيم الحدود ، السلطان أو القاضي ؟ فقال : إقامة الحدود إلى من إليه الحكم » . « 4 » شيخ طوسى رحمه الله نيز
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 470 .
( 2 ) . جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام ، ج 21 ، ص 396 .
( 3 ) . جامع المدارك ، ج 5 ، ص 412 .
( 4 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 51 .