شرح
در اين آيه مىفرمايد : قرآن را به حقّ بر تو نازل كرديم ؛ با اين خصوصيّت كه تورات و انجيل و زبور را تصديق مىكند - يعنى كتاب هايى كه در حال نزول قرآن مطرح بوده ، آنها را تأييد كرده ؛ ليكن قرآن بر آنها حاكم است . آنگاه نتيجه مىگيرد پس بين غير مسلمانان به آنچه خداوند نازل كرده ، حكم كن . - ظهور ابتدايى آيه لزوم مطابق بودن حكم پيامبر صلى الله عليه و آله با مقرّرات اسلام است ؛ لذا ، تخيير معنا ندارد .
از ابنعباس حكايت شده آيه 48 سورهى مائده ناسخ آيهى 42 آن است ؛ يعنى آيهى اوّل دلالت بر تخيير ، و اين آيه دلالت بر تعيين احكام اسلام مىكند . « 1 » نقدى بر ناسخيّت آيهى 48 مائده
اينكه آيهى 48 سورهى مائده ناسخ آيهى 42 همان سوره است ، در كتابهاى تفسيرى اهل سنّت آمده است ؛ امّا به علل زير نمىتوان به آن ملتزم شد :
الف : بنا بر آنچه مفسّران شيعى به خصوص مرحوم طبرسى رحمه الله در مجمع البيان فرموده ، اين دو آيه با آيات وسط آنها يك مرتبه و در يك جريان نازل شده ، و شأن نزول واحدى دارند كه عبارت است از :
زمانى كه خيبر فتح شد و زير سيطرهى حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله درآمد ، يكى از زنان اشراف خيبر كه شوهردار بود با يك مرد زندارى زنا كرد ، يهوديان به علّت اينكه زن از اشراف و متشخّص بود ، نمىخواستند او را رجم كنند . از اين رو ، جماعتى از يهود را به مدينه نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرستادند تا او در اين مسأله حكم كند ؛ به خيال خودشان پيامبر صلى الله عليه و آله به غير رجم حكم خواهد كرد .
مسأله زناى محصنه زن و مرد يهودى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح شد و خواهان حكم آن شدند . جبرئيل نازل شد و گفت : بايد اين دو نفر سنگسار شوند ؛ يهوديان ناراحت شده ، و از پذيرفتن اين حكم سر باز زدند .
هامش
( 1 ) . الجامع لأحكام القرآن ، ج 6 ، ص 185 ؛ مجمع البيان ، ج 3 ، ص 325 .