پاسخ : اولًا : ظاهر اين است كه اين آيات شريفه در مقام بيان اصل اجراى حدود و مقدار آن است ؛ امّا ديگر در صدد بيان مجرى اقامه حدود نيست .
ثانياً : ظاهر خطاب در آيه به صورت عمومى است و هيچ قرينهاى بر اينكه خصوص پيامبر صلى الله عليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام مراد باشند ، وجود ندارد ؛ ابن ادريس در سرائر مىنويسد : « لأنّ الحكّام جميعهم هم المعنيّون بقوله تعالى : « وَالسَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا . . . » » « 1 » و گويا قطب راوندى ، طبرسى رحمهما الله و كسانى كه خطاب در آيه را مختص به افراد خاصى دانستهاند ، ابتدا عدم جواز اقامه حدود براى غير اين گروه را مفروض و مسلّم دانستهاند و سپس ، خطاب را اين چنين تفسير نمودهاند ؛ در حالى كه در تفسير آيه شريفه و يا تحليل خطاب نمىتوان اينگونه عمل كرد ؛ و بر فرض كه اين مطلب مسلّم باشد ، بايد اطلاق و عموم خطاب را تقييد و تخصيص زنيم .
از مجموع ادلّه و قرينه مناسبت حكم و موضوع استفاده مىشود كه خطاب متوجّه كسانى است كه صلاحيت حكم و قضا را دارند و چنين گروهى مىتواند حدود را نيز اجرا نمايد . بنابراين ، آيه مختصّ به گروه خاص است ، اما دليلى نداريم كه اين گروه خاص ، خصوص پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام باشند . و از ديگر سو ، نمىتوان مخاطب آيه را جميع حكّام ، ولو كسانى كه صلاحيت براى حكم ندارند ، دانست . در نتيجه ، آنچه كه ابن ادريس رحمه الله معتقد شده است صحيح به نظر نمىرسد .
ثالثاً : ممكن است گفته شود اگر واقعاً مقصود خداوند متعال گروه خاصى باشد ، لازم بود آن را به صورتى بيان مىفرمود . عدم بيان و ذكر اختصاص به گروه و زمان خاص ، خودْ دليل روشنى است كه در ميان مسلمين در همه زمانها تا روز قيامت بايد اين حدود جارى شود . از اين جهت ، عموم خطاب در اين آيات مىتواند جزء ادلّه قائلين به جواز اجراى حدود در زمان غيبت محسوب شود ؛ و مىتوان استفاده نمود : بر همه مسلمين معاضدت و همراهى در اجراى حدود لازم است و در مباحث پيشين هنگام بيان اقوال ذكر نموديم
هامش
( 1 ) . سرائر ، ج 3 ، ص 545 .