شرح
نظر صاحب جواهر رحمه الله
ايشان مرسلهى صدوق را به جهت ارسالش كنار زده و تمام تكيه را بر صحيحهى محمّد بن قيس متمركز كرده ، و مىگويد : « يضرب حتّى ينهى عن نفسه » يك حكم تعبّدى است كه به واسطهى روايت صحيح السند و مورد عمل فقها به ما رسيده است ؛ بايد به آن عمل كنيم . « 1 »بيان نظر برگزيده در جمع بين روايات
اگر مرسل صدوق را طرح كنيم ، كلام صاحب جواهر رحمه الله تمام است ؛ ولى بر مبناى ما كه اين روايت حجّت است ، جمع بين دو روايت مشكل مىشود ؛ به ويژه كه هر دو روايت مربوط به اميرمؤمنان عليه السلام است ؛ زيرا ، مدلول صحيحه آن است كه زده شود تا آنكه خودش بگويد بس است ؛ و مدلول مرسله اين استكه نبايد از هشتاد ضربه كمتر و از صد تازيانه تمامى اينها به هم متصل شود . دو مدلول با هم تنافى دارد ؛ كدام يك از دو روايت مقدّم است ؟ آيا صحيحه را به واسطهى ارتباط با قول مشهور مقدّم ، و مرسله را از جهت بىارتباطى كنار بزنيم ؟ اشكال اين تقديم ، نبودن يك شهرت قوى بر عمل به صحيحه است ؛ و با وجود مخالفت داشتن هر دو روايت با قاعده ، نمىتوان چنين ترجيحى داد . آيا ممكن است بين دو روايت جمع دلالى به تخيير كنيم ؟ يعنى حاكم شرع مخيّر است بين اينكه تعيين مقدار را به عهدهى مقِرّ گذاشته ، او را بزنند تا وقتى نهى كند ؛ و يا خودش بين هشتاد تا صد تازيانه ، عددى انتخاب كند ؟ راه ديگر اينكه فقيه ، مخيّر است يكى از اين دو روايت را گرفته و به آن فتوا دهد . زيرا ، هر دو حجّت است ؛ پس ، به مقتضاى هر كدام كه خواست مىتواند فتوا بدهد . نكته : در عبارت تحرير الوسيله مسامحهاى ديده مىشود . ايشان در نقل اقوال فرموده : « قيّده قوم بأن لا يزيد على المائة و بعض بأن لا ينقص عن ثمانين » . از عبارت استفادههامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 289 .