شرح
مىگويد : « للَّه عليّ حدّ » ، و نمىگويد : « إنّي زنيت » .
چهارم : روايت انس بن مالك ، هرچند دلالت بر مطلوب دارد ، امّا از نظر سند ضعيف و بىاعتبار بوده و از طرق شيعه نيز نرسيده است .
پنجم : در روايت بيهقى ، چرا اقرار اجمالى را در « فستر سَتَرَه اللَّه » داخل مىكنيد ؟ چرا مصداق « إن من بدا صفحته » نباشد ؟ اين فرد با اقرار اجمالى خود ، پرده را كنار زده ، ليكن نوع حدّ را به تمام معنا روشن نكرده است . بلكه مىتوان گفت : دايرهى احتمال دربارهى اين فرد وسيعتر از شخصى است كه اقرار به زنا مىكند ؛ زيرا ، احتمال مىرود حدّ سنگينترى همانند لواط بر عهدهى او باشد .
ششم : كلام اميرمؤمنان عليه السلام نيز به بحث ما مربوط نيست . امام عليه السلام مىفرمايد : چرا مردم اقرار مىكنند و از راه توبه استفاده نمىكنند ، با آنكه ارزش توبه بيش از اقرار و اجراى حدّ است ؟ ! اين مطلب با بحث ما هيچ ارتباطى ندارد . اگر ارزش توبه بالاتر از ارزش چهار مرتبه اقرار شد ، از كجا اين مطلب دليلِ بر ناديده گرفتن اقرار به حدّ مىشود ؟