در قضاوت ، بر طبق علم خودش عمل كند .
از فقهايى كه در اين مسأله توقّف نموده ، صاحب كشف الرموز است . ايشان آورده است : « أمّا البحث فى الفقهاء فقد قال الشيخان و سلّار : قد فوّضوا ذلك إلى الفقهاء ولنا فيه نظر » . « 1 » ايشان هم در اينكه فقها چنين اختيارى را دارند ، تأمّل و نظر دارد .
خلاصه و نتيجهء اقوال
1 . قائلين به جواز اقامهء حدود در زمان غيبت عبارتند از : شيخ مفيد ، سلّار ، ابوالصلاح حلبى ، ابن زهره ، ابن سعيد ، شيخ طوسى به صورت صريح در كتاب مبسوط و خلاف و در كتاب نهايه با توجيه عبارت و نيز ابن ادريس با توجّه به مجموع كلمات وى ، به ويژه عبارات آخر سرائر ، ظاهر علّامه در تذكره و تصريح ايشان در تحرير و قواعد و ارشاد و تبصره و مختلف ، شهيد اول در دروس ، محقّق ثانى در حاشيه بر شرائع ، شهيد ثانى در مسالك ، فاضل مقداد در التنقيح .
2 . قائل به عدم جواز مرحوم آيتاللَّه سيد احمد خوانسارى است .
3 . كسانى كه توقّف نمودهاند ، عبارتند از : صيمرى در غاية المرام ، ابن فهد در المهذّب البارع ، محقّق در شرائع و المختصر النافع .
پس از روشن شدن اقوال در اين بحث ، ابتدا لازم است اين مطلب مورد توجّه قرارگيرد كه آيا جواز اقامه حدود در زمان غيبت محتاج به دليل است يا اختصاص آن به حضور معصوم ، نيازمند دليل است ؟
ظاهر آن است كه بعد از وجود اطلاقات و عموماتى كه در مورد حدود وارد شده است ، و بعد از پذيرش اصل نيابت فقها از ائمّه معصومين عليهم السلام آنچه كه به دليل نياز دارد ، اختصاص اين امر به معصوم عليه السلام است ؛ و چنانچه نتوانيم دليلى بر اختصاص پيدا كنيم ،
هامش
( 1 ) . كشف الرموز ، ج 1 ، ص 434 .