شرح
« ذلك أربع مرّات » از اين كلام استفاده مىشود چهار مرتبه بودن اقرار خصوصيّت دارد .
اگر كسى بگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله احتمال مىداده ماعز بن مالك ديوانه است ، اين اعراض كردن و طول دادن به جهت اين بوده كه روى موازين طبيعى بفهمد آيا ماعز ديوانه است يا عاقل ؛ و پس از چهار مرتبه فهميده عاقل است ؛ و گرنه چهار مرتبه تكرار لازم نيست .
اين احتمال صحيح نيست . زيرا ، عدم جنون را با دو مرتبه يا سه مرتبه نيز مىتوان فهميد ؛ به خصوص كه پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از چهار مرتبه از او پرسيد : آيا ديوانهاى ؟ از اينرو ، نمىتوان گفت : چهار مرتبه اقرار براى استكشاف عدم جنون است ؛ هيچ رابطهاى بين اقرارهاى چهارگانه و كشف عدم جنون نيست .
دخالت داشتن چهار مرتبه اقرار در ترتّب حدّ روشن است ؛ به ويژه آنكه در بعضى از نقلهاى ديگر ، اين واقعه با اسناد ديگر ، به اين صورت آمده كه : « شهدت على نفسك أربع شهادات ، اذهبوا به فارجموه » « 1 » بعد از سه مرتبه اقرار ، پيامبر صلى الله عليه و آله او را تهديد كرد كه اگر يك بار ديگر اعتراف كنى ، سنگسارت مىكنم ؛ و او اعتراف كرد .
تا اينجا روشن شد روايات اهل سنّت بر اين مطلب يعنى لزوم چهار مرتبه اقرار به خوبى دلالت دارد .
2 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن إبن محبوب ، عن عليّ بن أبي حمزة ، عن أبي بصير ، عن عمران بن ميثم أو صالح بن ميثم ، عن أبيه ، قال : أتت امرأة مجحّ أمير المؤمنين عليه السلام فقالت : يا أمير المؤمنين ! إنّي زنيت فطهّرني طهّرك اللَّه ، فإنّ عذاب الدّنيا أيسر من عذاب الآخرة الّذي لا ينقطع .
فقال لها : ممّا اطهّرك ؟ فقالت : إنّي زنيت ، فقال لها : وذات بعل أنت إذا فعلت ما فعلت ، أم غير ذلك ؟ قالت : بل ذات بعل ، فقال لها : أفحاظراً كان بعلك إذا فعلت ما فعلت ؟ أم غائباً كان عنك ؟ قالت : بل حاظراً ، فقال لها : انطلقي فضعي ما في بطنك ثمّ ايتيني اطهّرك . فلمّا ولّت عنه المرأة فصارت حيث
هامش
( 1 ) . سنن أبى داود ، ج 4 ، ص 147 .