شرح
عبارتى كه در متن روايت هست - « حدّ الجلد أن يوجدا في لحاف واحد » - يك قضيهى حمليه است و در آن مسامحه است ؛ زيرا ، حدّ جلد در زير يك لحاف پيدا شدن نيست .
آيا حدّ معناى اصطلاحى دارد - همانگونه كه تا اينجا معنى كرديم - و يا معناى لغوى دارد ؟ « 1 » « حدّ الجلد » يعنى مرزى كه براى جلد و تازيانه تحقّق دارد . « جَلْد » يك فرد روشن و متيقّن دارد ، و آن زناى همراه با مواقعه است و يك فرد مخفى دارد كه اين مرزجَلْد است ؛ يعنى مرد و زن در يك لحاف پيدا نشوند . پس دايرهى تازيانه گسترش دارد و به اين مقدار هم مىرسد . اين نكته در يكى از وجوه جمع كه در آينده بيان خواهيم كرد ، نقش به سزايى دارد .
نتيجه اين كه روايت دلالت بر صد تازيانه مىكند .
2 - وعنه ، عن أبيه ، عن إبن محبوب ، عن عبداللَّه بن سنان ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : سمعته يقول : حدّ الجلد في الزنا أن يوجدا في لحاف واحد ، والرجلان يوجدان في لحاف واحد والمرأتان توجدان في لحاف واحد . « 2 »
فقه الحديث : امام صادق عليه السلام در اين روايت فرموده است : هرگاه زن و مردى در لحاف واحد پيدا شدند ، به آنان صد تازيانه زده مىشود . ( به نقل كلينى رحمه الله در كافى ) .
آيا ظاهر عبارت « جلدا مائة جلدة » اين است كه مجموع تازيانهاى كه به مرد و زن مىزنند ، صد تازيانه است و يا به هر كدام صد تازيانه زده مىشود ؟
روايت در معناى دوم ظهور دارد ؛ شاهدش نيز آن است كه شيخ طوسى رحمه الله همين روايت را به سند خود از صفوان چنين نقل مىكند :
وأمّا ما رواه الحسين بن سعيد ، عن صفوان ، عن عبدالرحمن الحذّاء ، قال : سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول : إذا وجد الرجل والمرأة في لحاف واحد جلدا
هامش
( 1 ) . معظّم له در كتاب تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيلة ( ص 7 ) نظر اخير را اختيار و نوشتهاند : « وإضافة الحدّ إلى الجلدليست إضافة بيانيّة كما هو ظاهر بل المراد من الحدّ آخر ما يتحقّق به الجلد » .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 364 ، باب 10 از ابواب حدّ زنا ، ح 4 .