شرح
اقلّ آن را ده تازيانه و اكثرش را نود و نه تازيانه گفتهاند . به برخى از فقها نيز نسبت دادهاند كه حدّاقل را سى تازيانه و حدّاكثر را نود و نه تازيانه دانستهاند ، هر چند قائلش مشخّص نيست .
روش ما در اين بحث ، بررسى روايات و كيفيّت جمع بين آنها و طرح نظر مشهور است . روايات وارد در اين فرع دو نوع است : يك دسته دلالت بر صد تازيانه دارد ، و ظاهر گروه دوم نود و نه تازيانه است .
روايات دستهى اوّل
1 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه و عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى جميعاً ، عن إبن أبي عمير ، عن حمّاد ، عن الحلبي ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : حدّ الجلد أن يوجدا في لحاف واحد . والرجلان يجلدان إذا و جدا في لحاف واحد الحدّ ، والمرأتان تجلدان إذا اخذتا في لحاف واحد الحدّ . « 2 » فقه الحديث : اين روايت صحيحه بوده و عبارت اوّل آن به بحث ما مربوط است . امام عليه السلام فرمود : « حدّ الجلد أن يوجدا . . . » ؛ از عبارت استفاده مىشود امام عليه السلام حكم زن و مرد اجنبى را بيان مىكنند ؛ زيرا تازيانه در مورد زنا است و زنا بين زن و مرد بيگانه واقع مىشود . علاوه بر آن ، صد تازيانه را نيز دلالت دارد ؛ زيرا ، اضافهى « حدّ » به « الجلد » ، اضافهى بيانيّه است ؛ يعنى حدّى كه عبارت از تازيانه است ، در جايى جارى است كه مرد و زنى زير يك لحاف ديده شوند . اين مورد ، فردِ خفىّ زنا است ، فرد آشكار آنجايى است كهديده شود ، مواقعه و نزديكى كرده باشند و به تعبير بعضى از روايات « كالميل في المكحلة » « 1 » باشد .هامش
( 1 ) . المقنعة ، ص 774 .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 363 ، باب 10 از ابواب حدّ زنا ، ح 1 .