تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
شرح
استصحاب عدم تحقّق احصان به وطى در حال جنون تمسّك مىكنيم . چنين فردى قبل از وطى با زوجه‌اش محصن نبود ، الآن نمىدانيم آيا پس از دخول به او محصن شد يا نه ؟ استصحاب عدم احصان جارى مىكنيم . امّا آيا اين استصحاب تمام است ؟ هرچند به‌نظر مىرسد شرايط استصحاب - يعنى : يقين سابق و شكّ لاحق - در اين‌جا موجود بوده و در تمام اين موارد ، صاحب جواهر رحمه الله به آن تمسّك كرده است ! ، ليكن ظاهراً جاى جريان استصحاب نيست ؛ زيرا ، شكّ ما در مفهوم است ، و در شبهات مفهوميّه استصحاب جارى نمىشود . لذا ، آن‌چه را كه بعضى از محقّقان در اشكال بر استصحاب فرمودند ، تمام است . توضيح مطلب : اگر در مفهوم « نهار » و غايت آن شكّ داشتيم كه آيا در غروب ، زوال حمره‌ى مشرقيه دخالت دارد يا به مجرّد استتار قرص حاصل مىشود و لازم نيست حمره‌ى مشرقيه از قمّة الرأس عبور كرده و زايل شده باشد ؟ ممكن است گفته شود قبل از استتار قرص يقين داشتيم نهار باقى است ، پس از استتار و قبل از زوال حمره ، شكّ در بقاى نهار داريم ، استصحاب جارى مىكنيم . مىگوييم شما در مفهوم « نهار » شك داريد ، امّا استصحاب را روى خارج پياده مىكنيد ؟ در حالىكه مىدانيد نسبت به خارج شكّى نداريم ؛ زيرا ، يقين داريم نيست ؛ ساعتِ قبل استتار قرص نبوده و الآن هم يقين به استتارش داريم ، پس ترديد ما نسبت به مفهوم « نهار » است . بله ، اگر مفهوم « نهار » را بدانيم كه تا زوال حمره‌ى مشرقيه است ، اكنون شكّ در تحقّق زوال حمره داشته باشيم ، جاى استصحاب است . در اين مقام نيز شبهه‌ى ما در مفهوم احصان است ؛ نمىتوان گفت : قبل از دخول به اهل ، مجنون محصن نبوده الآن پس از دخول نيز محصن نيست . شبهه‌ى ما در رابطه‌ى با زمان گذشته و زمان لاحق نيست ؛ بلكه نمىدانيم ماهيّت احصان از نظر شارع مقدّس چيست ، و از اين عنوانى كه در شريعت بر آن حكم رجم بار شده ، چه اراده كرده و مقصودش چيست ؟ شما مىخواهيد با استصحابى كه مربوط به خارج است رفع شبهه از مفهوم كنيد ، اين ممكن نيست .