تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
[ شرائط الإحسان ] [ مسألة 9 - يتحقّق الإحسان الذي يجب معه الرجم باستجماع امور : الأوّل : الوطء بأهله في القبل . وفي الدبر لا يوجبه على الأحوط . فلو عقد وخلا بها خلوة تامّة ، أو جامعها فيما بين الفخذين ، أو بما دون الحشفة ، أو ما دون قدرها في المقطوعة مع الشكّ في حصول الدخول لم يكن محصناً ولا المرأة محصنة . والظاهر عدم اشتراط الإنزال ، فلو التقى الختانان تحقّق . ولا يشترط سلامة الخصيتين . ]
شرح

شرايط تحقّق احصان

شرايطى كه تاكنون از آن‌ها بحث شد ، شرايط اصل ثبوت حدّ زنا بود . حدّ زنا داراى انواعى بوده و يك نوع از آن ، « رجم زانى » است ؛ و اين حدّ ، در صورتى اجرا مىشود كه شرايط و خصوصيّاتى اضافه‌تر از آن‌چه گذشت ، در زانى موجود باشد . به مجموع اين شرايط ، « احصان » ، به فرد زانى ، « محصن » ، و به زناى او ، « زناى محصنه » گويند . در اين مسأله ، شرايط تحقّق احصان گفته شده است .

احصان در لغت

راغب در مفردات مىگويد : « احصان » و « حصن » عبارت از چيزى است كه انسان را محفوظ داشته و مانع توجّه دشمنان مىشود - « ما يحفظ الإنسان ويمنعه عن أعدائه » - ؛ به قلعه‌هاى محكمى كه در گذشته بود و عدّه‌اى در آن‌ها زندگى مىكردند و به سبب آن‌ها از دشمنان محفوظ بودند ، حصن گفته مىشد . راغب مىگويد : وقتى كلمه‌ى محصن يا محصنة را براى زن به‌كار مىبريم ، مىتوان آن را به فتح صاد يا كسر آن قرائت كرد ؛ يعنى « احصان » ، هم لازم است و هم متعدّى ؛ و به اختلاف موارد ، فرق مىكند . يك‌بار وجود يك جهت و خصوصيّتى در زن ، مانع از انحراف و زناى او مىشود مانند : اين‌كه زن بالذات عفيف و نجيب و يا داراى يك شخصيّت فاميلى