شرح
و امثال آن است ؛ اينجا احصان معناى لازم دارد - « المرأة المحصِنة أي المرأة العفيفة » ؛ و بار ديگر ، وجود شوهر مانع انحراف او شده است - « المرأة المحصَنة لأنّه أحصنتها الزوج » - كه شوهر حالت احصان را در او ايجاد كرده است . « 1 »
موارد استعمال احصان در قرآن
مرحوم صاحب مسالك پس از بيان معناى لغوى احصان مىگويد : احصان در قرآن و شرع به معانى مختلفى بهكار رفته است ؛ در يكجا مىفرمايد : لِتُحْصِنَكُم مّنم بَأْسِكُمْ « 2 » از ناراحتىهاى شما جلوگيرى كند . در جاى ديگر فرموده : فِى قُرًى مُّحَصَّنَةٍ « 3 » كه محصنه را صفت براى قريه قرار داده است ، يعنى روستاهايى كه حالت قلعه و حصن دارند . در شرع ، احصان بهمعناى اسلام نيز آمده و در عين حال ، تناسبش با معناى لغوى محفوظ است ؛ زيرا ، اسلام يك حالت حفاظت و تعهّدى براى انسان ايجاد مىكند . احصان در آيهى شريفه فَإِذَآ أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنه « 4 » - اگر در حالت « احصان » مرتكب فاحشهاى شدند ، بايد عذاب شوند - دو گونه تفسير شده است : برخى آن را بهمعناى اسلام در برابر كفر ، و برخى ديگر آن را به بلوغ و عقل در مقابل جنون و صغر معنا كردهاند . احصان بهمعناى حرّيت نيز بهكار رفته است ( راغب مىگويد : گاهى حرّيت مانع انحراف مىشود ؛ زيرا ، در حرّ شخصيّتى است كه در عبد و كنيز نيست ) ، در قرآن كريم آمده است : فَإِنْ أَتَيْنَ بِفحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنتِ مِنَ الْعَذَابِ « 5 » اگر كنيزان مرتكب فحشا شدند ، كيفر آنان نصف كيفر زنان آزاد و حرائر است . گاه احصان بهمعناى تزويج و شوهر داشتن است : وَالْمُحْصَنتُ مِنَ النّسَآءِ إِلَّاهامش
( 1 ) . مفردات راغب ، ص 121 ، كتاب الحاء .
( 2 ) . سورهى انبياء ، 80 .
( 3 ) . سورهى حشر ، 14 .
( 4 ) . سورهى نساء ، 25 .
( 5 ) . سورهى نساء ، 25 .