شرح
مَامَلَكَتْ أَيْمنُكُمْ « 1 » مقصود از محصنات در اين آيه شريفه زنان شوهردار است .
در آيهى الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنه « 2 » - كسانى كه زنان عفيف را قذف كرده و به آنان نسبت زنا مىدهند - احصان بهمعناى عفّت و پاكدامنى از زنا استعمال شده است . در اين آيه ، مقصود از محصنات زنان شوهردار نيست ؛ بلكه نفس نسبتِ زنا دادن به زن ، قذف است و بايد حدّ قذف بر قاذف جارى شود .
احصان بهمعناى اصابهى در نكاح و دخول نيز در آيه مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسفِحِينَ « 3 » به كار رفته است ؛ محصن يعنى شوهرى كه به همسرش دخول كرده باشد . احصان در اين آيه به معناى وطى حلال در برابر سفاح - وطى به حرام و زنا - است .
در پايان ، صاحب مسالك رحمه الله مىفرمايد : « أحصنت المرأة : عفّت » معناى لازم دارد و « أحصنها زوجُها وهي محصّنة » معناى متعدّى و مفعولى دارد . « 4 »
شرط اوّل : وطى در قُبُل اهل
اگر مردى با زن حلال خود وطى در قُبُل كند ، و پس از آن ، انحرافى از او سر زند ، زناى او مقرون به احصان است . امّا اگر جوان مجرّدى با زن شوهردارى زنا كرد ، نسبت به مرد زناى عادى بوده و نسبت به زن ، اگر شرايط ديگر باشد ، زناى محصنه است . اگر مردى ، زنى را به عقد خود درآورده ، و در دوران عقد و نامزدى باشند ، اگرچه استمتاعات را برده ، ولى چون وطى صحيح واقع نشده ، حتّى اگر تمكين از دخول داشته ، امّا به جهت رعايت مسائل عرفى مواقعه نكرده باشد ، زناى او مقرون به احصان نيست . مراد از وطى صحيح ، همان دخول حشفه و به مقدار آن در مقطوع الحشفه است . امام خمينى رحمه الله در اينجا سه مطلب بيان مىفرمايد :هامش
( 1 ) . سورهى نساء ، 24 .
( 2 ) . سورهى نور ، 5 و 23 .
( 3 ) . سورهى نساء ، 24 ؛ سورهى مائده ، 5 .
( 4 ) . مسالك الأفهام ، ج 14 ، ص 332 و 333 .