تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
شرح
باز هم اشكال مىشود كه در آن‌جا فرموديد ظنّ غيرمعتبر و احتمالِ به حلّيت به‌درد نمىخورد ؛ بنابراين ، اين فرع مناقض با مسأله‌ى پنجم است . ممكن است در جواب بگوييم : مقصود از « يتوهّم الحلّ » ، اعتقاد به حلّيت است ، نه توهّم به‌معناى وسيع كه شامل ظنّ غيرمعتبر و احتمال مرجوح شود ؛ و علّت اين‌كه از آن به توهّم تعبير شده ، مخالف با واقع بودن آن است . به‌عبارت روشن‌تر ، اگر مطلبى كه به آن اذعان دارد مطابق با واقع باشد ، به آن اعتقاد گويند و اگر مخالف با واقع باشد ، معمولًا از كلمه‌ى توهّم استفاده مىشود . امّا علّت تكرار مسأله آن است كه در يكى از فروض اين قاعده‌ى كلّى ، روايتى بر خلاف قاعده رسيده است و شايد برخى از فقهاى متقدّم نيز به آن عمل كرده باشند ؛ ولى ديگران از آن اعراض كرده‌اند . علاوه بر اين‌كه سند آن روايت هم ضعيف است . لذا ، براى توجّه به اين مطلب ، مسأله را جداگانه آورده است . به‌همين دليل ، بايد روايت را ذكر كرده و آن را بررسى نماييم . متن روايت اين است : محمّد بن الحسن بإسناده ، عن محمّد بن أحمد بن يحيى ، عن بعض أصحابه ، عن إبراهيم بن محمّد الثقفي ، عن إبراهيم بن يحيى الدوري ، عن هشام بن بشير ، عن أبي بشير ، عن أبي روح ، إنّ امرأة تشبّهت بأمة لرجل وذلك ليلًا فواقعها وهو يرى أنّها جاريته ، فرفع إلى عمر فأرسل إلى عليّ عليه السلام فقال : اضرب الرجل حدّاً في السرّ واضرب المرأة حدّاً في العلانية . « 1 » فقه الحديث : اين روايت را محمّد بن احمد بن يحيى از برخى اصحابش نقل مىكند كه فردى مجهول است . بنابراين ، روايت مرسل مىشود . ابراهيم بن محمّد ثقفى ثقه است ، ليكن راويان بعد از او ، مجهول الحال هستند ؛ از اين‌رو ، روايت به ارسال و ضعف سند مبتلا است . ابو روح مىگويد : زنى شبى خود را شبيه كنيز مردى كرد و آن مرد صد در صد معتقد بود كه آن زن ، كنيز خودش هست ؛ لذا ، با او مواقعه كرد . قضيه را نزد عمر آورده و او حكم
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 409 ، باب 38 از ابواب حدّ الزنا ، ح 1 .