شرح
و من به آن راضى نبودم . اميرمؤمنان عليه السلام حدّ را از او ساقط كرد .
اين روايت صحيحه به دو مطلب دلالت دارد :
الف : در صورت اكراه حدّ ساقط است .
ب : اگر زن ادّعاى اكراه كند ، ادّعايش پذيرفته مىشود ؛ و شاهد - بيّنه و مانند آن - نمىخواهد .
در اين روايت ، امام باقر عليه السلام از امثال ابوحنيفهها گلايهاى مىكند كه اگر از اينان بپرسيد اين زن ادّعاى استكراه مىكند ، مىگويند : ادّعاى او پذيرفته نيست ؛ در حالىكه اميرمؤمنان عليه السلام آن را پذيرفت و در عمل آن را پياده كرد و حدّ را از او برداشت .
2 - بإسناده عن الحسين بن سعيد ، عن فضالة ، عن العلاء ، عن محمّد ، عن أحدهما عليهما السلام في امرأة زنت وهي مجنونة ، قال : إنّها لا تملك أمرها وليس عليها رجم ولا نفي .
وقال : في امرأة أقرّت على نفسها أنّه استكرهها رجل على نفسها .
قال : هي مثل السائبة لا تملك نفسها ، فلو شاء قتلها ، ليس عليها جلد ولا نفي ولا رجم . « 1 »
فقه الحديث : در صحيحهى محمّد بن مسلم سؤال از زن ديوانهاى است كه زنا داده است ؛ امام عليه السلام فرمود : مالك امر خودش نيست ، بر او رجم و تبعيدى نيست . راوى حكم زنى را پرسيد كه خودش اقرار كرده است مردى او را براى انجام عمل غيرمشروع مجبور كرد . امام عليه السلام فرمود : اين زن همانند شتر سائبه « 2 » است كه رها شده و قابل استفاده نيست .
اين زن به او تشبيه شده است ؛ زيرا ، او هيچ تسلّطى بر خود ندارد ؛ و اگر مقاومتى مىكرد ، مرد مكرِه او را مىكشت . بر چنين زنى با اين خصوصيّات ، تازيانه ، سنگسار و تبعيد نيست .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 383 ، باب 18 از ابواب حدّ الزنا ، ح 2 .
( 2 ) . سائبه به شترى گويند كه رها شده باشد ، يا به علّت اينكه آن را نذر كردهاند و يا از جهت اينكه اولاد زيادى مثلًا تا دوازدهبچه يا بيشتر به صاحبش تحويل داده باشد ؛ چنين شترى بازنشسته شده ، از او كار نمىكشند و او را سوار نمىشوند و در حمل و نقل ، از آن استفاده نمىكنند ؛ همينگونه است شترى كه منذور باشد .