شرح
كشف مىشود كه او مجنون نيست ؟ از اينرو ، صاحب وسائل رحمه الله اين روايت را بر مجنونى كه مرتبهاى از عقل و ادراك را تمييز داشته باشد ، حمل مىكند . بنا بر اين توجيه ، روايت ربطى به بحث ما ندارد ؛ زيرا ، بحث ما در مجنونى است كه تمام مراتب عقل را از دست داده است .
اگر مقصود از روايت اين است كه در عالم هركسى زنا كند ، معقول نبوده و مجنون است - يعنى : زانى بودن مساوى با عاقل بودن است - ، جوابش روشن است ؛ زيرا ، مجنون بدتر از حيوان نيست كه راه خاموش كردن شهوت را مىداند . مجنون فقط در جهات انسانيّت ، عقل ندارد ؛ امّا در جهت حيوانى ، مانند : غذا خوردن ، اطفاى شهوت و . . . نقصى ندارد ؛ بههمان گونهاى كه غذا خوردن را براى رفع گرسنگى ، درك مىكند ، دفع شهوت را نيز مىفهمد . بنابراين ، تعبيرى كه در روايت براى فرق بين مجنون و مجنونه گفته شده ، مورد تأمّل است .
علاوه بر مطلب گذشته ، از تعليلى كه در روايت صحيحه داشتيم : « إنّها لا تملك أمرها ؛ كسى كه جنون دارد نمىتواند خودش را كنترل كند و مالك امر خودش نيست ، پس بر او چيزى نيست » ، نتيجه مىگيريم : « كلّ من لا يملك أمره ليس عليها شيء » . اين تعليل ، اختصاص به مجنونه ندارد ، و با كمال وضوح ، در باب مجنون نيز جارى مىشود .
با توجّه به مباحث گذشته ، ناچاريم قول مشهور را بپذيريم ؛ همانگونه كه امام رحمه الله در تحرير الوسيله فرمود : بنابر قول صحيحتر ، بر مجنون ، حدّى نيست .