تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
شرح
به‌نظر ما ، اشكالات زير بر وجوه فوق وارد است : اوّل اين‌كه : از كجا مرحوم اردبيلى فهميده راوى اين حديث ، ابراهيم بن الفضل الهاشمى است ، نه ابو اسحاق ابراهيم بن الفضل المدنى ؟ دوم : از عدم تعرّض صاحب جامع الرواة به مدح و ذمّ او چگونه حُسن كشف مىشود ؟ سوم : استناد بزرگان قوم به اين روايت ، معارض است با اعراض مشهور از فتوا دادن به آن ؛ به‌عبارت ديگر ، مشهور اين توثيق را نپذيرفته‌اند . از اين‌كه دلالت روايت در فرق بين مجنون و مجنونه صريح و روشن است و قابل مناقشه نيست ، معلوم مىشود اشكال مشهور بر سند آن بوده و نه بر دلالتش . چهارم آن‌كه : مستند استنباط مرحوم وحيد بهبهانى معلوم نيست . براى ما روشن نيست روايت كردن جعفر بن بشير از ابراهيم بن فضل الهاشمى از جهت ثقه بودن اوست يا از جهت موثوق الصدور بودن روايت . نتيجه آن‌كه اعتبار روايت در نظر ما مشكوك است . به‌خصوص آن‌كه اين روايت ، مخالفت صريح با روايات گذشته دارد ، حداقل شكّ مىكنيم آيا بر مجنون حدّى ثابت است يا نه ؟ ، به « إنّ الحدود تدرء بالشبهات » تمسّك كرده ، حدّ را از او بر مىداريم . فقه الحديث : « معتوه » در اين روايت ، نوعى از مجنون است و شايد مقصود ، مجنون ادوارى باشد . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : اگر مجنون يا معتوه زنا كند ، بايد تازيانه بخورد ؛ و اگر محصن است ، بايد سنگسار شود . فرق بين زن و مرد ديوانه يا معتوه از سوى راوى مطرح مىشود . و امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايد : فرقش اين است كه زن حالت مفعولى و مرد حالت فاعلى دارد ؛ كسى كه فاعل است ، در صورتى زنا مىكند كه مىفهمد ، و تعقّل مىكند كه چگونه دفع شهوت كند ؛ امّا زن اين‌گونه نيست ، او را بر اين كار اكراه مىكنند و چه‌بسا لذّت نمىبرد . اگر اين تعليل در روايت نبود ، دلالت آن تمام بود ؛ امّا با وجود اين تعليل ، اشكال مىشود از اين تعليل چه چيزى قصد شده است ؟ آيا هرگاه مجنون راه دفع شهوت را بداند ،
آيين كيفرى اسلام ( شرح فارسى تحرير الوسيلة ) ( حدود ) ( فارسى ) — صفحة 116 | الشيخ فاضل اللنكراني / اكبر ترابى