برنامههاى او در زندگى ، به مدارج كمال و پيشرفت بالا مىروند و در دنيا با بيرون آمدن از تاريكى به روشنى ، و در آخرت با جاودانگى در بهشت و نعمتهاى آن رستگارى پيدا مىكنند .
«
فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا
- پس اى خردمندانى كه ايمان آوردهايد ، از خدا بترسيد . » تقوا درجهء بلندى از ايمان به خدا است كه آدمى را به بهتر فهميدن امر خدا و تسليم شدن به او برمىانگيزد ، پس مكمّل عقل و خرد او محسوب مىشود ، به همان گونه كه مكمّل ايمان و جنبههاى روانى او نيز هست . / 85 بنا بر اين تقوا بزرگترين عامل و موثقترين ضامن براى گردن نهادن آدمى به حق و ملتزم بودن به آن است .
گفتهاند كه « أولى الألباب » بدل و جانشين « الذين آمنوا » است ، و لبّ مغز شىء و عمق آن است ، و صاحب لب صاحب بينشى است كه در ژرفاى امور نفوذ پيدا مىكند ، و خدا از آن جهت مؤمنان را از اين ديدگاه مخاطب قرار داده است كه مطالعهء تاريخ و توجه پيدا كردن به سرنوشت قريهها و كشورها و عبرت گرفتن از آن نيازمند به ايمان و خردها و بينشهايى است كه محور پاداش و كيفر است ، و در محاسن البرقى با اسناد به امامان - عليهم السلام - آمده است كه گفت : « از اهل اين دين ، كسى كه عقل ندارد مورد توجه و اعتنا نيست » ، ( راوى ) گفت : فدايت شوم : آيا من به سوى مزد مىآيم كه خردى ندارند و نزد ما بىاعتبارند و اين امر را توصيف مىكنند ؟ پس گفت : « اينان از كسانى نيستند كه خدا با گفتهء خود : « يا أولى الألباب » آنان را طرف خطاب خود قرار داده است . خدا عقل را آفريد و به او گفت : پيش بيا ، پس پيش آمد ، و سپس گفت : پس برو ، و او پس رفت ، آن گاه گفت : سوگند به عزّت و جلالم كه هيچ چيز را بهتر از تو نيافريدهام و تو را از همه چيز بيشتر دوست مىدارم ، به وسيلهء تو مؤاخذه مىكنم و به وسيلهء تو مىبخشم » . « 34 » پرهيزگارى از خدا يعنى پرهيز كردن از آن كه شخص گرفتار خشم و عذاب او شود ،
هامش
( 34 ) - المحاسن ، ج 1 ، ص 194 .