فيزيك و نظاير اينها تجلّى پيدا مىكند ، آثار خود را در جهان تشريع نيز دارد ، در آن جا كه خدا عدهء معينى از روزها را همچون حقّى از حقوق و واجبى از واجبات مرد پس از طلاق معين كرده است . و طبيعة حكمتى نه تنها براى خود عدّه نگاه داشتن ، بلكه براى متفاوت شدن عدّه از زنى تا زن ديگر نيز وجود دارد كه براى انسان در عدههاى متفاوت با يكديگر پس از انديشيدن عميق دربارهء آنها آشكار مىشود .
«
وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ
- و كسانى از زنان شما كه به سنّ يأس رسيده و از ماهريزش حيضى بر كنار ماندهاند ، در صورتى كه در اين باره شك داريد . » كه آيا راستى به سنّ يأس و يائسگى رسيدهاند يا نه ؟
«
فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ
- پس عدّهء آنان سه ماه است . » بنا بر اصل سابق كه عدم يأس است ، كه حكم آنان را همچون حكم زنان عادى قرار مىدهد . ولى اگر معلوم و آشكار شود كه يائسهاند ، ديگر عدّهاى نگاه نمىدارند . و چون از امام صادق - عليه السلام - دربارهء زنى كه از حيض شدن مأيوس شده و شوهرش او را طلاق داده بود پرسش كردند ، گفت : « از او جدا شده است / 67 و عدهاى ندارد » . « 19 » و آنچه از نصوص برمىآيد ، ماهها عبارت از ماههاى قمرى است .
«
وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ
- و زنانى كه به سنّ خونريزى ماهانه ( حيض ) نرسيدهاند . » اگر شك در آن پيدا شود كه آيا به سن آغاز ماهريزش رسيدهاند ، عدهء آنها همچون كسى است كه به سن يأس رسيدن او مشكوك بوده باشد ، يعنى سه ماه ، بنا بر احتياط ، پس اگر به آغاز ماهريزش نرسيده باشند ، به هيچ كس زيانى نمىرساند ، و اگر ماهريزش ايشان آشكار شود ، مرد تكليف شرعى خود را عمل كرده است . و گرنه دختر كوچك هر چند كه در معرض همخوابگى قرار گرفته باشد ،
هامش
( 19 ) - همان منبع ، ص 409 .