افقهاى پيشرفت محدود نيست ، و توانايى انسان براى تكامل از طريق آنها از حدّ محاسبه بيرون است ، و نوميدى و ديگر قيد و بندها آدمى را از بيدارى و هشيارى باز مىدارد ، و اگر انسان ارزش توكل بر خدا را بداند و از پروردگارش بيمناك باشد ، خدا از جايى كه گمان نمىبرد به او روزى خواهد رساند .
شك نيست كه آيه ما را به تنبلى و خانه نشينى به اميد نازل شدن روزى از طريق معجزه نمىخواند ، هرگز . . . بلكه شايسته است به معنى آن بنگريم و در پرتو اصول كلى كه اسلام آورده است و در آيات ديگر وجود دارد ، همچون اصل كوشش و كار و تحمل رنج ، دربارهء آن به تدبّر بپردازيم ، بلكه خود آيه در پايان به اين امر اشاره مىكند و ما را به آن مىخواند كه غبار يأس و نوميدى را از خود دور كنيم ، / 65 و به روح اميد و توكل خود را بيدار و هشيار نگاه داريم . آيه همچنين در برابر اين وسوسهء شيطانى مىايستد كه بعضى بر اثر آن چنان مىپندارند كه روزى جز از راه حرام به دست نمىآيد ، و به همين سبب جدا شدن خود را از نظامها و مؤسسات امرى خارج از توانايى مىدانند ، در صورتى كه اگر به خدا توكل داشته باشيم هر چه زودتر بدگمانى ما به خوش گمانى مبدل خواهد شد .
«
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
- و هر كه بر خدا توكل كند ، خدا براى او بسنده است . » مؤمنان را نرسد كه هرگز در قدرت خدا براى تحقق بخشيدن به آنچه وعده كرده است شك كند ، هر اندازه كه آن چيز دشوار و در خلاف جهتى باشد كه به نظر شخص مىرسد ، از آن روى كه ارادهء خدا برتر از هر چيز است .
«
إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ
- خدا به آنچه فرمان دهد مىرسد . » آرى ، ما آدميزادگان را اسباب از كار باز مىدارد ، و ميان ما و آنچه خواهان آنيم عقبات و موانع فراهم مىآورد ، بدان جهت كه ارادهء ما محدود است ، امّا ارادهء خدا مطلق و نامحدود است ، ولى خداوند متعال از آن ابا دارد كه جريان امور جز از طريق حكمت و موازين و اندازهها جريان پيدا كند .
«
قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
- خدا براى هر چيز اندازه قرار داده