تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
انگشتان و كف دست است تا مچ آن ، بنا بر گفتهء خدا در تيمم
فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ
، و گروهى در اين نظر با من موافقت كردند . و ديگران گفتند : بلكه واجب است كه دست از آرنج قطع شود ، و چون معتصم از دليل آن پرسيد ، گفتند به سبب اين گفتهء خداى تعالى :
وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ
در شستن دست در وضو كه دليل بر آن است كه پايان دست در آرنج است . گفت : پس معتصم متوجه محمد بن على بن موسى بن جعفر ( ع ) شد و گفت : اى ابو جعفر ! تو در اين باره چه مىگويى ؟ و او گفت : « اى امير مؤمنان ! ديگران در اين باره سخن گفتند » ، و معتصم گفت : اين را كه ديگران چه گفته‌اند رها كن و بگو كه نظر تو در اين باره چيست ، و او گفت : « مرا از پاسخ دادن معاف دار ، اى امير مؤمنان » ، و معتصم گفت : به خداى سوگند كه بايد از آنچه در نزد تو است مرا آگاه سازى ، پس محمد بن على گفت : « اكنون كه به خداى سوگند ياد كرده‌اى مىگويم : آنان در سنّت خطا كردند ، و قطع بايد از مفاصل ريشه‌هاى انگشتان صورت بگيرد و كف بر جاى خود باقى بماند » و معتصم گفت : دليل تو بر اين چيست ؟ گفت : « گفتهء رسول اللَّه ( ص ) : سجده بر هفت اندام صورت مىگيرد : صورت و دو دست و دو زانو و دو پا ، پس اگر دست را از مچ ببرى يا از آرنج ، ديگر دستى براى او باقى نمىماند تا بر آن سجده كند ، در حالى كه خداوند تبارك / 465 و تعالى گفته است :
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ
كه مقصود از آن اين است كه اين اعضاى هفتگانه كه بر آنها سجده مىكنيم به خدا تعلّق دارد ، و آنچه به خدا تعلق دارد بريده نمىشود » ، پس معتصم را اين رأى پسند افتاد و دستور داد تا انگشتان را از آخرين بند آنها قطع كنند و كف دست را بر جاى گذارند . و ابن أبى داود گفت : قيامت من برپا شد و آرزوى آن كردم كه كاش زنده نبودم . « 44 » از آيه اين بينش بهرهء ما مىشود كه مساجد نبايد محل دعوت براى غير خدا باشد ، و جز براى عبادت او عزّ و جلّ به كار نرود ، همچون دعوتهاى انتخابى و حزبى
هامش
( 44 ) - العياشى ، ج 1 ، ص 319 .