براى پرسش خود نمىيابد ، و آن انحراف از راه و روش سالم و درست و افتادن در راههاى پر پيچ و خم است ، و به تعبير قرآن : منحرف شدن از « طريقه » بدان سبب كه تنها آن است كه آدمى را به سعادت مىرساند .
«
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً
- و اين كه اگر بر ادامهء طريقه و روش استقامت مىورزيدند ، به آنان آب فراوان و گوارا مىنوشانيديم . » آيا اين « طريقه » چيست ؟ معرفى شدن آن در قرآن با الف و لام عهد و جنس ما را به آن رهبرى مىكند كه آن طريقهء معين شدهاى براى انس و جن است و جز آن طريقهاى نيست كه ذهن شنونده در آن به شك افتد يا از آن منصرف شود . و گفتهها دربارهء مقصود از طريقه بسيار است ، ولى نزديكترين آنها - چنان كه به نظر من مىرسد - حق تجسم يافتهء در امور ذيل است :
1 - فطرتى كه خدا آن را در آفريدههاى خود قرار داده ، و ايمان و تسليم شدن به حق برخاستهء از آن است . . . پس استقامت بر آن راه رسيدن به هر خير و سعادت است .
2 - خط رسالتهاى الاهى و پيامبران . علامهء طبرسى گفته است كه يعنى :
اگر بر طريقهء هدايت استقامت مىورزيدند ، به دلالت اين گفتهاش :
وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ
، « 37 » كه نظير آن است گفتهء او تعالى :
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
، و گفتهاش
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
، و گفتهاش :
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ . . .
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
. « 38 » و فطرت و رسالتهاى پيامبران چنان است كه هر يك از آنها در هدايت انسان به طريقه درست و سالم مكمل يكديگرند و اگر از آنها پيروى كند او را بر همين طريقه ثابت نگاه مىدارند ، و
هامش
( 37 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 371 .
( 38 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 160 و 161 .