كند ، از جملهء همين « رجال من الانس » است ، مگر نه چنان است كه اينان در حقهبازى و تردستى و چشمبندى مردمان و كهانت دست به دامن ايشان مىشوند ؟ ! چون گروه جن - بر خلاف پندار اين گونه مردان - همه چيز را نمىدانند ، و از قدرت انجام دادن كارهاى محال بىبهرهاند ، سبب افزايش رنج بدنها و جانهاى آنان مىشوند ، و با خبرهاى دروغين خود ، و فرو رفتن در گردابهاى وعدههاى ايشان كه قدرت وفا كردن به آنها را ندارند ، گمراهى آنان از حق افزايش پيدا مىكند . و اما از جانب جنّيان ، شايد آنان نيز همچون مردان بشرى گرفتار گمراهى باشند ، و خود را بزرگ شمارند ، و چنان تصور كنند كه از نيمه خدايانند ، كه اين خود نتيجهاى است كه از تقديس مردان انسانى نسبت به ايشان و پناه بردن به آنان محسوب مىشود .
كاهنان و جادوگران نيز به نوبهء خود مردمان پيرامون خويش را گمراه مىكردند . امام باقر ( ع ) گفته است : « كسى به نزد كاهنى كه از طرف شيطان به او وحى مىرسيد مىرفت و مىگفت : به شيطانت بگو كه فلانى بر تو پناه برده است » . « 14 » عياذ و پناه بردن اعتصام و چنگ زدن به چيزى براى جلوگيرى از رسيدن شرّى ، « 15 » و استعاذه در اين جا يكى از دو معنى را دارد :
اول : آنان معتقد به اين امر بودند كه جنّيان نيروهاى شر در طبيعتاند ، و در نتيجه براى رهايى از شرّ و آزار آنان واجب است كه ايشان را راضى نگاه دارند .
/ 447 دوم : آنان كه در برخورد با خطرها و دشواريها ، يا هنگام ايستادگى در برابر نيروهايى كه از آنها مىترسيدند ، به جنيان اعتماد مىكردند ، و بر اين گمان بودند كه امكان به دست آوردن نفع يا رسيدن زيان از طرف آنان وجود دارد . . . و در نتيجه ، به جاى آن كه به گشودن مشكلات خودشان از طريق به كار انداختن عقل و
هامش
( 14 ) - البرهان ، ج 4 ، ص 391 .
( 15 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 148 .