مفسّران دربارهء اين نامها با يكديگر اختلاف دارند ، و نزديكترين رأى در اين باره چنين است : اينها رمزى براى اشارهء به مردان بزرگى از فرزندان آدم است ، كه ابليس پيروان ايشان را بر آن داشت تا براى آنها مجسمههايى بسازند ، و سپس آنان را به پرستش اين بتها واداشت ، بنا بر آنچه در بعضى از نصوص آمده است .
اين گفتهء ايشان : « لا تذرنّ » تا پايان آيهء 23 از زبان مترفانى ادا شده كه خطر رسالت را براى پيشوايى و مصالح خود احساس مىكردند ، و براى آن نبوده است كه تودهء مردم را به تمسك به اين بتان از لحاظ ايمان داشتن به آنها بخوانند ، بلكه از آن روى بوده است كه آنها را رمز فرهنگى مىدانستند كه آنان را در تسلط و سيطرهء بر مجتمع برقرار نگاه مىداشت ، و از طرف ديگر نژادپرستان در اين فرهنگ و در رموز آن را به آن برمىانگيخت تا با نهضتهاى مايهء آزادى و رهايى از چنگال مستكبران به مواجهه و معارضه برخيزند .
/ 420 «
وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً
- و بسيارى از مردمان را گمراه كردند . » با اين تبليغات باطل در ميان مردمانى كه به سبب نادانى يا رسيدن به مصلحتهاى دنيوى به تبعيت آن مترفان و مستكبران درآمده بودند .
«
وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا
- كه در ظالمان جز ستمگرى چيزى از ايشان را افزايش نمىدهد . » گفتهاند كه : ضمير در « تزد » به بتان باز مىگردد ، پس معنى آن مىشود كه آنها براى ستمكاران جز گمراه كردن بيشتر پيروانشان فايدهاى ندارد ، و به قولى :
اين جمله جملهاى استثنايى است ، و به آن مربوط مىشود كه نوح قومش را به آن نفرين كرد كه جز به گمراهى نرسند ، و اين نفرين براى گرفتار شدن به شرّى پراكنده است ، مگر اصل هر شر گمراهى نيست ؟ و خدا دعاى پيغمبرش را اجابت كرد كه يقين داشت زندگى شايستهء ايشان نيست و مرگ براى ايشان شايستهتر است ، و بدين گونه به نوح وحى فرستاد :
أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ
، « 33 »
هامش
( 33 ) - هود / 36 .