تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
شود ، علت بقاى خود را از لحاظ تشريعى و تكوينى از دست داده است و همين امر به هلاك او مىانجامد ، و اين حقيقت به صورتى آشكارتر بر انسان اجتماعى قابل تطبيق است تا بر انسان فردى و از اين جا آيهء كريمهء
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
، « 34 » و نيز روايتى را كه مىگويد : « خدا به خاطر تنها يك مؤمن يك شهر را از نابودى رهايى مىبخشد » « 35 » نيكوتر مىفهميم ، بدان سبب كه اگر مردمان مؤمنى در ميان مردم نباشند ، ديگر علتى براى وجود ديگران باقى نمىماند . [ 27 ] سپس شيخ المرسلين پيامدها و كيفياتى را كه در پى دعوت او بر قومش گذشت بيان مىكند ، ولى آنان را به سبب ملالت و رنجى كه از جهاد در راه خدا به او مىرسيد ، يا به سبب دشمنى بر اثر آزار و رنجى كه از دست ايشان به او رسيده بود ، نفرين نكرد ، از آن روى كه محرك او در آنچه كرده بود رسالى و تنها براى خدا بود . «
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ
- اگر آنان را باقى گذارى ، بندگانت را گمراه خواهند كرد . » در نتيجه گمراهى گمراهان افزايش پيدا مىكند ، و مؤمنان را چنان مىخواهند كه به كفر باز گردند / 422 و مانند آنان مشرك شوند ، و در اين آيه مىبايستى دامنهء فشارى را كه مؤمنان در صورت جدا شدن رأى و مسير ايشان از جامعه گمراهى و فساد خواهند ديد ، بخوانيم . . . و بدانيم كه به حدى مىرسد كه ، از يك سو ، ترس منحرف شدن ايشان به سبب اين فساد احساس مىشود ، و از سوى ديگر اميد خيرى و آيندهء سالمى براى نسلهاى آيندهء ايشان نمىرود ، به آن جهت كه گروه گمراه فرمانروا روشهاى تربيتى بد خود را چنان طرح ريزى كرده است كه فرزندان بر اساس باطل و دشمنى نسبت به رهبرى رسالى و خط مؤمنان پرورش يابند .
هامش
( 34 ) - البقرة / 251 . ( 35 ) - بحار الانوار ، ج 67 ، ص 143 از ابو جعفر ( ع ) .