«
وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
- و جز ناسپاس و كافر در ميان آنان زاده نمىشود . » از طريق وراثت يا پرورش و تربيت ، و فاجر كسى است كه بر حدّ شرع يا عرف توقف نمىكند ، و براى هيچ ارزشى در جان خود يا در اجتماع قائل به وزنى نيست ، بلكه عنان شهوات را آزاد مىگذارد ، و كفّار صيغهء مبالغه از كفر و خلاف ايمان است ، و كفور خلاف شكر .
نوح به اين نتيجه به دنبال تجربهء دراز و تلخ خود رسيد كه در آن لا اقل با سه نسل معاصر و همزمان بود و آنان را كاملا شناخت و آزمود ، و نيز خدا او را با خبر ساخت . و راوى گفته است كه به ابو جعفر الباقر ( ع ) گفتم كه : علم نوح در آن هنگام كه عليه قومش دعا كرد كه :
لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
چگونه بود ؟ ! گفت : « آيا گفتهء خدا را به نوح نشنيدهاى كه گفت :
أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ
، « 36 » و بيشتر مفسران بر اين رأيند كه : خداى تعالى از اصلاب ايشان هر كه را كه مؤمن بود بيرون آورد ، و رحمهاى زنانشان را سترون كرد ، و صلبهاى مردانشان را ، چهل سال پيش از عذاب ، خشكاند . « 37 » و آيه از آن حكايت مىكند كه خدا گاه انسان را نه به خاطر خودش ، بلكه به سبب كسان ديگرى متعلق به او همچون فرزندان ، مىبخشد و مىآمرزد .
/ 423 [ 28 ] در پايان اين سورهء متضمن گفتارى از رنج سخت شيخ المرسلين و دعايش عليه قوم خود ، آثار خير و لطفى را به زبان نوح مىشنويم كه حكايت از قلب مهربان او مىكند ، تا كسى چنان گمان مبرد كه او - عليه السلام - دشمنى شخصى نسبت به قوم خويش داشته است ، پس او ميان دعاى منفى عليه كافران فاجر ، و دعاى مثبت در حق مؤمنان صالح تعادل را ملاحظه مىكرده است .
«
رَبِّ اغْفِرْ لِي
- پروردگارا مرا بيامرز . »
هامش
( 36 ) - تفسير القمّى ، ج 2 ، هنگام تفسير همين آيه از سورهء هود / 36 .
( 37 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 365 .