بازداشتن ايشان از گواهى دادن به حق وارد مىآيد ، متأثر و ناراحت نمىشوند .
شهادت گستردهتر از آن است كه تنها آن را به گواهى دادن دربارهء امور قضايى اختصاص دهيم ، بلكه عبارت از بر پا خاستن آدمى براى گواهى دادن به حق در هر ميدان و بعد است ، و آن با دفاع كردن از طريق گفتار و كردار صورت مىگيرد ، كه او را ميزانى از حق قرار مىدهد ، و حجتى رسا بر عليه مخالفان او ، چنان كه خداوند متعال در خطاب به دوست و حبيب خود گفته است :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
، « 59 » و گفت :
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
. « 60 » با كلمهء « قائمون » قرآن مفهوم ژرفترى به شهادت عطا كرده است ، پس آن تنها گفتهء حقّى نيست كه در هنگام اختلاف داشتن مردمان بر سر آن با يكديگر گفته شود ، بلكه به ميدان مبارزهاى ارتقا پيدا مىكند كه به كشته شدن در راه خدا مىانجامد ، و آن قلهء شهادت دادن انسان براى حق است . و با يك كلمه مىتوانيم چنين بگوييم كه : قيام در اين جا گاه نقيض قعود و نشستن در اين گفتهء خداى عزّ و جلّ است :
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً
، « 61 » كه هر مؤمنى را شهيدى شاهد بر عصر خويش قرار مىدهد ، و نماز را رمز شهادت و معراج شهود او مىسازد .
هشتم : محافظت بر نماز .
«
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ
- و كسانى كه از نماز خود محافظت و پاسدارى مىكنند . » / 375 از لحاظ ظاهر و كيفيت آن ( يعنى نماز متعارفى ) ، و از اين رو خدا آن صفات را مقدم داشت تا تأكيد بر آن باشد كه جوهر و مهم در نماز همانها است ، بدان سبب كه آنها محتوا است و نماز قالب و چارچوب آن ، و اين ارزش است و
هامش
( 59 ) - الأحزاب / 45 .
( 60 ) - البقرة / 43 .
( 61 ) - النساء / 95 .