مسلّط مىسازد ، و از آن روى چنين است كه نماز در بينشهاى قرآنى تنها ركوع و سجود نيست ، بلكه برنامهء كاملى است كه همهء ابعاد زندگى انسان را فرا مىگيرد ، و به همين سبب ملاحظه مىكنيم كه نمازگزار در راه خدا انفاق مىكند ، و آخرت را قبول دارد ، و از عذاب پروردگارش مىهراسد ، و فرج خود را حفظ مىكند ، و نگاهدارى پيمان و امانت را وظيفهء خود مىداند ، و عليه خود گواهى / 355 حق مىدهد ، و در نتيجه پاسدار نماز خويش ( در وقتها و ظواهر و حقيقت آن ) ، و بدين گونه است كه بايد نماز را فهم كنيم ، و نمازگزاران واقعى را بشناسيم ، و بكوشيم تا از جملهء آنان باشيم .
نماز واقعى بهاى بهشت و گرامى بودن در نزد خدا است ، زيرا كه نماز چنان كه آيات نشان مىدهد ، مجموعهاى از هر صفت نيكو و كوشش صالح است ، و هر كه خواستار بهشت و كرامت باشد همين نماز شرط آن هر دو است ، اما آرزوهايى كه زندگى آدمى را از هر كوشش و فضيلت خالى مىسازد ، و او را به لهو و لعب بر مىانگيزد ، و از آخرت غافلش مىكند ، صاحبان خود را به حالتى درمىآورد كه در روز قيامت چشمان فرو افكنده دارند و ذلت و خوارى ايشان را فرا گرفته است .
شرح آيات :
[ 19 - 21 ] چون قرآن رسالهاى از خدا و پيمانى با انسان است ، در آن بيان هر چيز آمده است تا هيچ كس براى پشت كردن به آن و رو كردن به چيزى جز آن از راهها و روشها حجت و بهانهاى نداشته باشد ، و انسان در آن سنتهاى آفريدگار را در زندگى مشاهده مىكند ، و نيك و بد را مىخواند ، و نيز حق و باطل ، و بهشت و دوزخ ، و دنيا و آخرت را . . .
از آشكارترين چيزها در قرآن شناساندن انسان به خود او است ، چه انسان نادان آفريده شده ، و نسبت به نزديكترين چيزها به وى ( كه نفس خود او است ) جاهل است و در اين خطرى بزرگ براى او نهفته است ، چه گاه جهل به خود آدمى