« اى آن كه پيوسته از تو نيكى مىبينيم ، اى آن كه صبح و شام نعمتهاى خويش را به من مىخورانى ! در آن روز كه با چشم داشت به تو به نزدت در حالى مىآيم كه اعمال خويش را بر گردن آويخته دارم ، و همهء خلق از من دورى مىجويند ، بر من رحمت كن . آرى همگان ، و پدرم و مادرم و هر كه به خاطر او تلاش مىكردم و رنج مىبردم » . « 12 » مهمترين حادثهاى كه در آن روز اتّفاق مىافتد ، برداشته شدن حجابها از مجرمان است تا حقايقى را مشاهده كنند كه چشمان و دلهاشان نسبت به آنها كور مانده بود ، به همان گونه كه خويشاوندى از خود را مىبينند كه از ديدن آنان مىگريزند .
/ 349 «
يُبَصَّرُونَهُمْ
- به نظر ايشان مىرسانند . » گفتهاند : فرشتگان و روح را مىبينند كه به سوى خدا عروج مىكنند ، و به قولى : امامان راهنما و بر حق ، و به قولى : خويشاوندان ، براى بيان اين مطلب كه نپرسيدن از حال ايشان به سبب نديدن آنان نبوده ، بلكه علت آن مشغول بودن ايشان به شخص خودشان بوده است ، و زمخشرى و رازى و صاحب الميزان بر اين نظر بودهاند كه به سياق نزديكتر است . فعل از آن سبب به صورت مجهول آمده است كه مجرمان را به صورتى به محشر مىآورند كه از ناحيهء چشم و قلب كورند ، به همان گونه كه در دنيا نيز چنين بودند و حقايق را نمىديدند ، و بنا بر اين خدا يا فرشتگانش به امر او آنان را بينا مىكنند . . . و در اين هنگام پشيمانى آنان به اوج خود مىرسد ، از آن روى كه با واقعيت عذابى رو به رو مىشوند كه در دنيا آن را تكذيب و استهزا مىكردند و از اين لحاظ به مرحلهء طغيان و گردنكشى رسيده بودند .
«
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ
- مجرم چنان دوست دارد كه فرزندانش را فدا كند و خود را از عذاب آن روز برهاند . » فرزندانى كه نزديكترين و گراميترين كسان در نزد او بودهاند .
هامش
( 12 ) - مفاتيح الجنان ، دعاى نماز شب .