تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
«
وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ
- و همسرش و برادرش را . » در درجهء دوم . «
وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ
- و قبيله‌اش را كه پناهگاه او است . » گفته‌اند كه فصيله به معنى عشيره و قبيله است ، و به قولى : قسمتى از قبيله است كه از آن جدا شده و به پدر خاصى خود را منسوب كرده است ، كه در التبيان و مجمع البيان و الميزان چنين است ، در مجمع البيان و كشاف افزوده شده است : يعنى عشيره‌اى كه او را در سختيها پناه مىدهد و در نسب به آن وابستگى دارد . «
وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ
- و همهء كسانى را كه در زمينند ( فدا كند ) و خود را نجات دهد . » امّا مؤمنان بر عكس آنچه گذشت ، از حال يكديگر پرسش مىكنند ، و در رهايى / 350 يكديگر با شفاعت و خواستن از خدا مىكوشند ، و دلهاشان به پروردگار بزرگ مطمئن است ، بدان جهت كه در جرايم و گناهان فرو نرفتند تا به هول و هراس گرفتار شوند . . . تنها ترسى كه دارند ترس ايمان است . آرى ، آنان به وعدهء خدا ايمان آوردند ، پس براى رهايى نفوس خود كوشيدند ، اما مجرمانى كه كافر شدند و به سبب كفر به آخرت و جزا به جرايم خود ادامه دادند ، خويشتن را در برابر عذابى سخت مىيابند . «
كَلَّا إِنَّها لَظى
- هرگز چنين نيست ، هر آينه آن دوزخ است . » « لظى » نامى از نامهاى جهنم است ، و آن آتشى بسيار افروخته است ، و بنا بر مجمع البيان : آن دركهء دوم از آتش است ، و رازى گفت : شرارهء خالص ، و معنى آن است كه مجرمان پايانى جز رفتن به دوزخ و چشيدن عذاب ندارند ، و راه گريزى مشاهده نمىكنند . . . آتشى است كه آنان را مىسوزاند و بريان مىكند و آنچه را كه بريان شده از تنشان مىكند . «
نَزَّاعَةً لِلشَّوى
- پوست را برمىكند . » گفته‌اند : شوى پوست سر است ، و به قولى موهاى ريش و همهء پوست بدن است ، و صاحب التبيان گفته : و معنى « نزّاعة » يعنى با سختى بسيار مىكند و جدا